
تیغ استبداد بر گلوی معیشت؛ وقتی آرایشگری در بامیان جرم تلقی میشود
بازداشت آرایشگران بامیانی؛ چگونه تداخل در حریم خصوصی و سرکوب معیشت، جوانان را میان دو راهی زندان خانگی یا مهاجرت مرگبار قرار میدهد
غلام اصغر عزیزی
گزارشها از ولایت بامیان حاکی از آن است که محتسبان امر به معروف طالبان، سه سلمان (آرایشگر) را به دلیل آنچه «اصلاح موی مردان به سبک غربی» خواندهاند، بازداشت و به زندان مرکزی منتقل کردهاند. این رخداد، فراتر از یک بازداشت ساده، نمادی از تهاجم سیستماتیک به حریم خصوصی و سفرههای خالی مردمی است که میان دو لبه قیچی فقر و افراطگرایی گیر افتادهاند.
حکومت فعلی با ورود به جزئیترین لایههای زندگی فردی از مدل موی سر گرفته تا نوع پوشش جامعه را به سمتی سوق داده که در آن فردیت عملاً جرم انگاشته میشود. این دخالتهای بیپایان در خصوصیترین انتخابهای شهروندان، روحیه عمومی را بیش از هر زمان دیگری در هم کوبیده و حس غریبه بودن در وطن خود را به مردم القا میکند.
سلمانها در لایههای میانی و پایین جامعه افغانستان، تنها مسوول زیبایی ظاهر همشهریانشان نیستند؛ آنها نانآوران خانههایی هستند که در بحران اقتصادی فعلی، به سختی سر پا ماندهاند.
بازداشت یک آرایشگر، تنها بستن یک دکان نیست؛ بلکه قطع کردن رگ حیاتی یک خانواده و ربودن نان از سفره فرزندانی است که چشم به دست پدر دوختهاند. طالبان با این اقدامات، نهتنها آزادی، که حق معیشت را نیز از مردم سلب میکنند.
واقعیت تلخ این است که مردم افغانستان با تمام سختیها و فقر، ارادهی پولادین برای سازش با شرایط داخلی و ماندن در خاک خود داشتند؛ اما این مزاحمتهای بیپایان و تحقیرهای روزانه است که جوانان را به سیم آخر میزند.
به باور جوانان؛ وقتی حتی انتخاب مدل مو میتواند منجر به زندان و شکنجه شود، «ماندن» دیگر معنای زندگی نمیدهد.
این فشارها، موتور محرک مهاجرتهای غیرقانونی است؛ مسیری که در آن جوانان، مرگ در مرزهای ایران و ترکیه را به تحقیر شدن در کوچه و بازار شهر خود ترجیح میدهند.
آنچه در بامیان رخ داد، مشتی نمونه خروار است. هر قیچی که به دست محتسبان شکسته میشود و هر آرایشگری که به بند کشیده میشود، در واقع پیامی است به جامعه که اینجا جایی برای زندگی معمولی نیست. همین پیام است که گورهای دستهجمعی پناهجویان را در مسیرهای مهاجرت پر میکند.