میراثی که با یک مکتوب محو نمی‌شود؛ ۱۶ جوزا و ترازوی شکستهٔ عدالت در افغانستان

​روایتی از جوانه زدن امید در فضای پساطالبان اول، فروپاشی دستاوردهای بیست‌ساله و ایستادگی برای احیای کرامت انسانی.

 

عزیزی

امروز، ۱۶ جوزا، سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان است؛ نهادی که در سال ۱۳۸۱، در چارچوب قانون اساسی و به عنوان نخستین ساختار ملی حقوق بشر در تاریخ کشور متولد شد. این روز، تنها یک یادآوری تقویمی نیست، بلکه مرور تاریخی است که نشان می‌دهد چگونه امید یک ملت به انسانیت، یک‌شبه با خاک یکسان شد.

۱. پساطالبانِ اول؛ شکستن انحصار و جوانه‌زدن امید

پس از فروپاشی دوره اول تسلط طالبان و با ورود جامعه جهانی، فضای خفقان‌آور کشور در هم شکست. برای نخستین بار، انحصار مطلق قدرت و مذهب فرو ریخت و امید به زندگی در رگ‌های جامعه جوانه زد. طیف‌ها و طبقات آسیب‌پذیر—که سال‌ها زیر سایه بگیر و ببند، فشار، شکنجه و اقتدارگرایی گروه‌های خودکامه و قومی نفس کشیده بودند—احساس رهایی کردند.

در چنین بستری، کمیسیون مستقل حقوق بشر و فعالان این عرصه، مبارزات نفس‌گیر خود را آغاز کردند. اگرچه در طول آن دو دهه، به دلیل گستردگی بحران‌ها و کارشکنی‌های متعدد، نتایج کار همواره قناعت‌بخش و کامل نبود، اما یک دستاورد بزرگ و غیرقابل‌انکار داشت:

احیای حس برابری. مردمی که تصور می‌کردند حق انسانی‌شان مرده است، دوباره باور کردند که کرامت دارند و نهادی وجود دارد که به شکایت‌هایشان گوش می‌دهد و صدایشان را ثبت می‌کند.

۲. سقوط جمهوری؛ فروپاشی یک‌شبه و حاکمیت تحجر

با سقوط نظام جمهوری و تسلط دوباره طالبان، تمام آن امیدهای بیست‌ساله و دستاوردهای سختی که با خون و عرق جبین مدافعان حقوق بشر به دست آمده بود، یک‌شبه فرو ریخت. طالبان در ۱۴ ثور ۱۴۰۱ با صدور مکتوبی، انحلال رسمی این کمیسیون را اعلام کردند؛ تصمیمی که از منظر حقوق ملی و تعهدات بین‌المللی، کاملاً فاقد مشروعیت و اعتبار است. با این فرمان، تابلوی یک اداره پایین نیامد، بلکه پناهگاه میلیون‌ها انسان بی‌دفاع ویران شد.

در این میان، زنان و دختران افغان بزرگ‌ترین قربانیان این تحول بودند و یک‌شبه از بدیهی‌ترین حقوق انسانی خود محروم شدند:

-حق آموزش و تحصیل: بستن درهای مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران.

-حق کار و استقلال اقتصادی: خانه‌نشین کردن اجباری زنان و حذف آنان از ادارات و اجتماع.

-حق گشت‌وگذار آزادانه: ممنوعیت سفر و تردد بدون محرم.

-حق تفریح و فعالیت اجتماعی: بستن پارک‌ها، ورزشگاه‌ها و فضاهای عمومی به روی زنان.

با حاکم شدن دوباره نگاه متحجرانه بر سرنوشت مردم، موجی از تعصبات قومی و مذهبی کشور را فرا گرفت. گزارش‌های تکان‌دهنده از کشتارهای خودسرانه، شکنجه‌های وحشتناک، زندان‌های انفرادی و شخصی، تجاوز، لت و کوب و انتقام‌جویی‌های سیستماتیک به‌ویژه علیه کارمندان حکومت پیشین و نظامیان سابق به واقعیت روزمره افغانستان تبدیل شد؛ فضایی تاریک و بدون هیچ‌گونه نهاد نظارتی مستقل.

۳. میراثی زنده در حافظه جمعی

اما واقعیت این است که تقلیل دادن کمیسیون مستقل حقوق بشر به یک ساختمان یا چند دفتر، اشتباهی بزرگ است. طالبان ساختمان‌ها را تصاحب کردند، اما میراث اصلی این نهاد محو شدنی نیست. این میراث، در هزاران پرونده مستندسازی‌شده، صدها گزارش علمی از جنایات، فرهنگ دادخواهی تزریق‌شده به جامعه، و مهم‌تر از همه، در وجود نسلی از فعالان و مدافعان حقوق بشر زنده است که امروز از درون تبعید یا از پشت دیوارهای بلند اختناق، همچنان مبارزه می‌کنند.

نهادهای ملی ممکن است با تفنگ و زور از فعالیت بازبمانند، اما آرمان عدالت و کرامت انسانی هرگز تعطیل‌شدنی نیست. تجلیل از ۱۶ جوزا، یک یادآوری نوستالژیک یا عزاداری برای گذشته نیست؛ بلکه نوعی دادخواهی، مقاومت مدنی و پاسداری از حافظه تاریخی ملتی است که حاضر نیست ستم را به عنوان سرنوشت محتوم خود بپذیرد.

در آرزوی بازگشت حس انسانی

امروز جامعه افغانستان در تعلیق و انتظار به‌سر می‌برد؛ انتظار روزی که دوباره حس انسانی و عزت از دست رفته به مردم بازگردد. روزی که زندان‌های شخصی برچیده شوند، انتقام‌جویی‌های کور به پایان برسد و هیچ شهروندی به خاطر قومیت، مذهب یا جنسیتش شکنجه نشود.

در سالروز تأسیس این نهاد، یاد و تلاش‌های مدافعان حقوق بشر و به‌ویژه جان‌باخته‌گانی را که خون خود را در مسیر دیده‌بانی از حق و عدالت فدا کردند، گرامی می‌داریم. به امید روزی که حاکمیت قانون و عدالت بر سایه ترس پیروز شود و کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، بار دیگر در خانه‌ی اصلی خود، آغوش امن قربانیان باشد.

 

Back to top button