
طولانیترین شب در قلب اروپا؛ شبی که یلدا مرزها را درنوردید
گزارش همایش شکوه یلدا و پیشواز سال نو میلادی در اینگولشتات آلمان با محوریت سخنان دکتر محمدعلی ستیغ وکیل پیشن مردم در شورای ملی
غلام اصغر عزیزی
در آستانهی زمستان و در قلب اروپا، شهر اینگولشتات شاهد پیوند تاریخ کهن خراسان با دنیای مدرن بود. مرکز فرهنگی هزارههای مونیخ با برگزاری آیین باستانی «چلهنشینی و پیشواز سال نو میلادی»، شبی خاطرهانگیز را رقم زد. این محفل با شکوه، میزبان صدها تن از مشتاقان فرهنگ و هنر بود که از اتریش، سوئیس و ایالتهای مختلف آلمان گردهم آمده بودند تا در عمارت اداره فرهنگ شهرداری اینگولشتات، پیروزی نور بر تاریکی را جشن بگیرند.
برنامه با اجرای صمیمی بانوان؛ مریم حیدری و ثریا صالح آغاز شد. بخش نخست به معرفی فلسفه یلدا اختصاص داشت. زینب اکبری و مریم حیدری در بیانیهی به دو زبان (فارسی و آلمانی)، پیشینهی ۳۵۰۰ سالهی این شب را در حوزهی تمدنی خراسان بزرگ، از تاجیکستان و ازبکستان تا شمال افغانستان و ایران بازخوانی کردند. در این بخش، ضمن تاکید بر جایگاه بلخ و حوزههای فرهنگی مرتبط، آداب سفرهآرایی، حافظخوانی و شاهنامهخوانی تشریح شد.
همچنین به ثبت این آیین در یونسکو به عنوان میراث مشترک افغانستان و ایران اشاره گردید. برای مشارکت نسل نو، مسابقهای ویژهی کودکان ۸ تا ۱۳ سال نیز برگزار شد که با اهدای جوایز به برگزیدگان، پیوند کودکان مهاجر با هویت ریشهدارشان تقویت گشت.

فشردهی از سخنان محمدعلی ستیغ عضو پیشین پارلمان در همایشی که به مناسبت جشن شب یلدا و سال نو میلادی در اینگولشتات مونیخ آلمان به ابتکار مرکز فرهنگی هزارههای مونیخ برگزار گردید.
در بخش دیگری این برنامه فرهنگی؛ داکتر محمدعلی ستیغ، عضو پیشین پارلمان افغانستان، به عنوان سخنران کلیدی پشت تریبون قرار گرفت. وی با نگاهی تمدنی، یلدا را نماد ایستادگی آگاهانه در برابر توحش و جهل توصیف کرد.
وی با نگاهی ژرف به ریشههای تمدنی این آیین کهن، یلدا را نه صرفاً یک سنت منطقهای؛ بلکه یکی از باشکوهترین و دیرینهترین مواریث بشری در جغرافیای وسیع افغانستان، ایران، ترکیه و خاورمیانه برشمرد. ایشان با تأکید بر جایگاه بیبدیل این جشن در قوام هویت فرهنگی ما، یلدا را پیوندگاهی برای همدلی تمدنها دانستند.
ایشان با رمزگشایی از تقابل نمادین «نور» و «ظلمت» در مفهوم چله، بیان داشتند که یلدا برای نیاکان خردمند ما، هرگز یک پدیده ساده طبیعی نبوده است؛ بلکه نمادی است از بیداری آگاهانه انسان در برابر هجوم جهل و تاریکی.
ستیغ علاوه نمود: «در شبی که تیرگی به نهایت خود میرسد، مردم ما هرگز رویکردی انفعالی نداشتهاند. آنها با افروختن چراغ، روایتگری و قصهگویی، حماسههای نیکی و زیبایی را زنده نگه داشتند تا ثابت کنند که با سلاح فرهنگ میتوان در برابر هر نوع توحش و شبزدگی ایستاد. یلدا، تجلی پیروزی محتوم سپیده بر سیاهی است.»
داکتر ستیغ با ابراز تأسف از مخالفت برخی جریانهای تاریکاندیش با این آیینهای انسانی، بازگویی و پاسداری از این میراث را یک «تکلیف همهگانی» توصیف کرد.
وی در فرازی از سخنانشان بر قدرت هنر تأکید ورزیده و افزودند: «در روزگاری که جهان از سایه افراطگرایی نوین در هراس است، ما وظیفه داریم ارزشهای اصیل انسانی، آزادی و کرامت بشری را با زبان هنر به گوش جهانیان برسانیم. روایت ما، روایت نور و مدنیت است. ما باید با صدایی رسا اعلام کنیم که میراثدار تمدنی هستیم که در آن، تکثر فرهنگی و پلورالیسم، پلهایی استوار برای همدلی و ارتباطات بشری میسازد.»
ایشان برای تبیین این پایداری در مسیر آگاهی، به کلام قدسی مولانا پناه بردند: «نه شبم، نه شبپرستم که حدیث خواب گویم / غلام آفتابم، هم از آفتاب گویم»
داکتر ستیغ در بخش دیگری از سخنانشان، ضمن تجلیل از جامعه مهاجر هزاره، آنان را نماد تپنده فرهنگ، مدنیت و احترام متقابل به باورهای گوناگون برشمردند. ایشان تأکید کردند که این مردم سرفراز، همواره پرچمدار ارزشهای مدنی در میان اقوام شریف افغانستان بودهاند و امروز وظیفه دارند این زیباییهای فکری را در جوامع میزبان مخابره کنند.
ایشان در پایان، ضمن قدردانی از اهتمام «مرکز فرهنگی هزارههای مونیخ»، خاطرنشان کردند که تجلیل از یلدا در غربت، دو دستآورد بنیادین دارد: نخست، گره زدن نسل مهاجر به ریشههای کهن هویت خویش؛ و دوم، فراهم آوردن بستری شایسته برای گفتگو و مشارکت مدنی با جامعه میزبان. ایشان یلدا را فرصتی برای «انتخاب مسئولانه روشنایی» دانستند و بر لزوم ایستادگی تمامقد در برابر افراطگرایی و تاریکاندیشی تأکید ورزیدند.

بخش هنری با طنین صدای «امیر احمدی» آغاز شد. او با نوازندگی اُرگ و تبله، قطعاتی ماندگار از استاد داوود سرخوش از جمله «سرزمین من» را اجرا کرد که فضای سالن را آکنده از احساس و نوستالژی نمود. سپس بانو «خدیجه صداقت» با دکلمه اشعار یلدایی، از جمله «چلهنشین تو موشوم»، جادوی کلمات را به محفل بخشید. در ادامه، بانو «صدیقه مددگار» با قطعه محلی «همو روزی که در بامیان رسیدم»، حاضران را به سفری رویایی به قلب هزارهجات برد و همصدایی گرم جمعیت را برانگیخت.
«داوود فراهی» با آرزوی عمری طولانی همچون یلدا برای حاضران، با نوای گیتار قطعاتی کلاسیک و دلنشین از جمله «ای نسیم جانپرور» را اجرا کرد. در تضادی هنری و معنادار، «اسد رایان» با اجرای رپ اعتراضی، صدای دردمند جامعه را منعکس کرد و با جملاتی چون «من هستم، پس هستم»، به نقد چالشهای اجتماعی پرداخت. پایانبخش این بخش، صدای «فریده افتخاری» بود که با اجرای قطعه «رویایی منی»، تشویق ممتد حضار را به همراه داشت.

«غفور صداقت»، به نمایندگی از مرکز فرهنگی هزارههای مونیخ، ضمن سپاسگزاری از حضور چهرههای سیاسی، علمی و هنری (از جمله نمایندگان جنبش ملی، فعالان حقوقی و هنرمندان سینما)، از تلاش شبانهروزی تیم اجرایی قدردانی کرد. وی با عذرخواهی از کسانی که به دلیل محدودیت فضا موفق به تهیه بلیت نشده بودند، وعده داد که جشن بزرگ نوروز را با شکوهی مضاعف برگزار کنند. او حضور بیش از ۴۰۰ مهمان را نشانه قدرت تعامل فرهنگی و «کاسهشریکی» میان مهاجران دانست.
در حرکتی نمادین، «داکتر عبدالله رحیمی»، نماینده جنبش ملی اسلامی افغانستان، به پاس زحمات غفور صداقت، با اهدای چپن سنتی شمال افغانستان از وی تقدیر کرد و با دکلمه شعر «دو چشم روشنت آبی»، یلدا را به « یلداباوران» تبریک گفت.
در بخش پایانی، امیر احمدی و صدیقه مددگار با اجرای ترانههای شاد محلی همچون «دختر هزاره» و «سبزک لب جوی»، شوری وصفناپذیر در میان جوانان ایجاد کردند. محفل با پیام امیدبخش مجریان مبنی بر اینکه «هیچ شب تاری ماندگار نیست»، در فضایی مملو از شادی و همدلی به پایان رسید.