
نمادینسازی ترور؛ چگونه رژیم طالبان بر خاکستر قربانیان غیرنظامی، برای انتحارکنندگان بارگاه میسازد؟
بازسازی گسترده گورستان مهاجمان انتحاری در پایگاه شورابک هلمند؛ تلاشی سیستماتیک برای جابهجایی جایگاه «جلاد و قربانی» در تاریخ معاصر افغانستان.
عزیزی
گزارشهای رسیده نشان میدهد که دهها تن از مهاجمان انتحاری طالبان، که در جریان حملات پیچیده و مرگبار به پایگاه نظامی «شورابک» در ولایت هلمند کشته شده بودند، در قبرستانی اختصاصی به خاک سپرده شدهاند.
این مکان اکنون به یکی از زیارتگاههای نمادین اعضای طالبان تبدیل شده و نیروهای این گروه در مناسبتهای خاص، از جمله روزهای عید، برای ادای احترام و دعا به این گورستان میروند.
ایندپندنت فارسی گزارش میدهد که طالبان با ثبت دقیق نام و مشخصات این افراد بر روی سنگ قبرها، گام بزرگی در جهت هویتبخشی به عاملان ترور برداشتهاند. در طول پنج سال گذشته، این گروه مبالغ هنگفتی را صرف بازسازی و توسعه مقابر نیروهای انتحاری خود در سراسر کشور کرده و در مجاورت برخی از این گورستانها، مساجدی نیز بنا کرده است.
پایگاه شورابک که پس از بگرام، بزرگترین مقر نیروهای بینالمللی شامل: سربازان آمریکایی، بریتانیایی و ناتو در افغانستان به شمار میرفت، در اواخر حکومت گذشته به ارتش ملی افغانستان واگذار شد.
رژیم طالبان در حالی از عاملان حملات انتحاری شورابک و دیگر نقاط با عنوان «قهرمانان افتخارآفرین» یاد میکند که بخش عمدهای از قربانیان این تاکتیکهای جنگی طی دو دهه گذشته، شهروندان غیرنظامی و بیگناه افغانستان بودهاند.
با توجه به وضعیت موجود و مقدسسازی عاملان انتحار و انفجار و قاتلان مردم بیگناه ملکی به این نتیجه میرسیم که پدیده تجلیل و بازسازی قبور مهاجمان انتحاری توسط طالبان، فراتر از یک ادای احترام ساده نظامی، نشاندهنده یک دگرگونی عمیق و خطرناک در مفاهیم اخلاقی و ارزشهای انسانی در جغرافیا پیشرو است. این رویکرد را میتوان از سه زاویه کلیدی تحلیل کرد:
۱. تبدیل خشونت به ابزار مشروعیت سیاسی و مذهبی
طالبان با سرمایهگذاری بر روی ساخت مقبرهها و مساجد در کنار قبور انتحاریها، تلاش میکنند «مفهوم جهاد» را با «تروریسم انتحاری» گره بزنند. رژیمی که فاقد مشروعیت دموکراتیک، بینالمللی و صنفی است، ناچار است مشروعیت خود را از تاریخچه خشونتبار خود وام بگیرد. ثبت نام این افراد بر سنگ قبرها، تلاشی است برای تبدیل یک اقدام تروریستی مخرب به یک «میراث تاریخی حماسی» جهت بقای ایدئولوژیک در میان نیروهای جوانتر.
۲. نادیده گرفتن و حذف سیستماتیک قربانیان غیرنظامی
بزرگترین تناقض و تراژدی در این جلال و جبروت ساختگی برای گورستانها، سانسور کامل دستاورد واقعی این حملات است؛ قربانی شدن صدها هزار شهروند بیگناه افغان.
در طول دو دهه گذشته، حملات انتحاری در مساجد، دانشگاهها، آموزشگاهها، بازارها و جادهها، زندگی هزاران خانواده را متلاشی کرد. طالبان با تمرکز بر شجاعت عامل انتحاری، رنج، خون و فریاد دادرسی قربانیان غیرنظامی را بهطور کامل از حافظه جمعی حذف میکنند. ارج نهادن به قاتل، مایه دهنکجی آشکار به بازماندگان مقتول است.
۳. تغییر استانداردهای اخلاقی؛ زمانی که کشتار، افتخار میشود
جایگزین شدن فرهنگ صلح و ارزش زندگی با فرهنگ مرگطلبی، نگرانکنندهترین پیامد این اقدام است. وقتی کشندهترین ابزار جنگی (انتحار) به عنوان بالاترین درجه افتخار یک رژیم معرفی میشود، پیام صریحی به نسل جدید تزریق میگردد: «ارزش انسانها نه در علم، آبادانی یا هنر؛ بلکه در میزان تخریبی است که میتوانند ایجاد کنند.» این نهادینهسازی، ساختار فکری جامعه را به سمت بازتولید مداوم خشونت سوق میدهد.
در نهایت: بازسازی گورستان شورابک و تکریم عاملان انتحاری، نمادی از تلاش رژیم حاکم برای رسمیسازی استراتژی وحشت است. این سیاست در پی آن است تا جایگاه قربانی و جلاد را در تاریخ معاصر افغانستان تغییر دهد؛ اما زخمهای عمیق پیکر جامعه افغانستان و اسناد ثبتشده از کشتار غیرنظامیان در دفاتر حقوق بشری و رسانههای مستقل، حقیقتی نیست که با ساختن گنبد و بارگاه بر روی قبور مهاجمان، پاک شود.