
ترورهای سازمانیافته بزرگان قومی و نظامیان پیشین؛ پروژه پنهان استخبارات طالبان برای فروپاشی نفوذ مردمی
گزارشها نشان میدهد که استخبارات طالبان با انتساب جنایات به افراد مسلح ناشناس، در حال حذف خاموش چهرههای تأثیرگذار و رهبران فکری جامعه است.
عزیزی
یافتههای یک بررسی تحقیقی و اختصاصی خبرگزاری بازگشت نشان میدهد که درگیری و رقابت طالبان تنها به جبهههای نبرد محدود نمانده، بلکه ریاست عمومی استخبارات این گروه طرح پنهان و هدفمند را برای ترور بزرگان قومی، متنفذین محلی و بهویژه نظامیان حکومت پیشین که از جایگاه اجتماعی و نفوذ قومی برخوردارند، در ولایات مختلف به اجرا درآورده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی از منابع معتبر در ریاست عمومی استخبارات طالبان، فهرستی از چهرههای شاخص محلی در کابل تنظیم و به ادارات ولایتی ابلاغ شده است. هدف از این فهرست ترور، حذف خاموش شخصیتهایی است که توانایی ایجاد اجماع، بسیج مردمی و رهبری جریانهای معترض در برابر ظلم، فساد و رفتارهای تبعیضآمیز طالبان را دارند. طالبان در سناریویی تکراری، پس از انجام این ترورها، مسوولیت رویدادها را به افراد مسلح ناشناس نسبت داده و از پاسخگویی و پیگیری پروندهها شانه خالی میکنند.
موج تازه این ترورهای هدف.مند، جغرافیای وسیعی از کشور را در بر گرفته است:
ارباب وکیل احمد، از بزرگان قومی و فرماندهان پیشین جهادی مرتبط با امیر اسماعیلخان، در شهر هرات توسط مهاجمان موترسایکلسوار تیرباران شد.
پیکر بیجان قادرعلی رفعت، از متنفذین قرهباغ، پس از یک شبانهروز ناپدید شدن در حالی پیدا شد که آثار شکنجه شدید بر بدنش مشهود بود و با شلیک گلوله به قتل رسیده بود.
افراد منتسب به استخبارات طالبان با ورود به منزل احمدشاه خان ادوزی، از بزرگان قوم اچکزی و بستگان جنرال عبدالرازق (از فرماندهان ارشد نظامی پیشین)، وی را در ولسوالی دند به قتل رساندند.
حاجی اللهنظر در ننگرهار در برابر منزلش توسط افراد مسلحی با پوشش طالبان هدف قرار گرفت؛ میرویسخان در سوزمهقلعه سرپل، تنها سه ماه پس از آزادی از زندان طالبان به قتل رسید؛ و غیبالله، از متنفذین قوم ترکمن در جوزجان، در اقدامی مشابه در خانهاش ترور شد.
همچنان تعدادی از نظامیان حکومت پیشین به صورت مرموز در ولایات دایکندی، غور، سرپل، فاریاب، بلخ، بغلان، کابل، پنجشیر، بلخ، به قتل رسیدند و صرف به افراد مسلح ناشناس نسبت داده شد.
تحلیلگران و آگاهان امنیتی تأکید میکنند که ادعای طالبان مبنی بر تسلط کامل امنیتی با انتساب این ترورها به افراد مسلح ناشناس کاملاً در تناقض است. این رویکرد نشان میدهد که نهادهای امنیتی طالبان عمداً در پی حذف رهبران فکری، میانجیگران محلی و فرماندهان سابق دارای پایگاه مردمی هستند تا هرگونه احتمال شکلگیری مقاومت مدنی یا نظامی را در نطفه خفه کنند.
به باور بزرگان قومی، ادامه این ترورهای هدفمند نهتنها شکاف میان مردم و طالبان را عمیقتر میسازد؛ بلکه با تخریب ساختارهای سنتی و انسجام اجتماعی، کشور را به سمت انسداد کامل سیاسی و یکپارچهسازی سرکوبگرانه پیش میبرد.