
تقلیل علم به جهل؛ تعارض سیاستهای آموزشی طالبان با سیره پیامبر (ص) و امام صادق (ع)
تحلیلی بر فاجعه محرومیت زنان و حذف علوم مدرن در افغانستان تحت نام دین، و چالشهای جامعه بدون زن در آینده کشور
عزیزی
مقدمه
همزمانی میلاد مسعود پیامبر گرامی اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع)، فرصتی است برای بازخوانی اندیشه و سیرهی که بنیان آن بر «قلم»، «تعقل» و «دانشافزایی» نهاده شده است. نخستین آیات نازلشده بر پیامبر اسلام با فرمان «اقْرَأْ» (بخوان) و سوگند به «قلم» آغاز شد؛ رسالتی که علمآموزی را نه یک امتیاز؛ بلکه یک فریضه دینی بر هر زن و مرد مسلمان قرار داد.
در ادامه این مسیر، مکتب امام جعفر صادق (ع) با تربیت بیش از چهار هزار شاگرد در علوم مختلف، از فقه و کلام گرفته تا شیمی، طب، نجوم و ریاضیات، الگویی جامع از یک جامعه داناییمحور را به نمایش گذاشت.
با این حال، آنچه امروز در افغانستان تحت نام حکومت اسلامی و تطبیق شریعت بستر اجرا یافته، در مغایرت کامل و بنیادین با این سیره و نص صریح اسلام قرار دارد.
۱. تعارض سیاستهای آموزشی گروه حاکم با نص و سیره اسلامی
گروه حاکم بر افغانستان با بسته نگه داشتن درهای مکاتب بالاتر از صنف ششم و پوهنتونها به روی دختران، و نیز تقلیل محتوای آموزشی مدارس و پوهنتونها به دروس ابتدایی دینی و حذف علوم مدرن، تیشهی کاری بر ریشه معارف اسلامی میزند.
در سنت اسلامی، علم منحصر به علوم عبادی نبوده است. گستردگی شاگردان امام صادق (ع) در رشتههای تجربی و مدرن زمان خود، گواهی روشن بر این است که جامعه اسلامی برای بقا و عزت خود به تمامی علوم نافع احتیاج دارد.
همچنان، هیچ آیه یا روایتی، آموختن دانش را محدود به جنسیت نکرده است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ» طلب علم بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است. محروم ساختن نیمی از پیکر جامعه از آموزش، مستقیم در نقطه مقابل این فریضه الهی قرار دارد.
باید یاداور شد که اجرای چنین مضایق شدید انسانی تحت پوشش کلمه توحید، نام اسلام را در عرصه بینالمللی با جهل و سرکوب پیوند میدهد؛ امری که بدترین ضربه را به اعتبار معنوی و ارزشهای والای دینی وارد میسازد.
۲. افق آینده افغانستان بدون حضور و مشارکت زنان
حذف زنان از سیستم آموزشی، بازار کار، عرصه اجتماع و تصمیمگیریهای سیاسی، ساختار اجتماعی افغانستان را دچار فروپاشی خاموش؛ اما عمیق میکند. پیامدهای این محرومیت در سالهای پیشرو شامل موارد زیر خواهد بود:
• فروپاشی نظام بهداشت و درمان: محرومیت دختران از تحصیل در رشتههای طب و نرسینگ، طی چند سال آینده کشور را با بحران مطلق نبود داکتر و کادر درمانی زن مواجه خواهد ساخت؛ امری که سلامتی میلیونها زن و کودک را مستقیم به خطر میاندازد.
• عمقیافتن بحران اقتصادی و فقر: حذف زنان از چرخه اقتصادی به معنای از دست رفتن پتانسیل کاری نیمی از نیروی فعال جامعه است. این امر، خانوادههای بیسرپرست و نیازمند را به خط مطلق فقر سوق داده و وابستگی کشور به کمکهای خارجی را دایمی میسازد.
• انزوای کامل بینالمللی و بازماندگی از جهان: جهانی که با سرعت به سمت فناوریهای پیشرفته و توسعه داناییمحور حرکت میکند، افغانستانی را که از علوم مدرن و نیروی انسانی تحصیلکرده تخلیه شده، فرسنگها عقبتر خواهد یافت. افغانستان بدون آموزش مدرن، به جامعهی مصرفکننده، ضعیف و آسیبپذیر در برابر تمام بحرانهای منطقهی تبدیل میشود.
• شکاف نسلی و تربیت نسلی بیبهره از دانش: مادران، نخستین آموزگاران نسلهای آینده هستند. بیسواد نگه داشتن زنان، فرآیند رشد فکری و تربیتی نسلهای بعدی را نیز متوقف و فلج خواهد کرد.
نتیجهگیری
سیاستهایی که امروز تحت نام اسلام بر مردم افغانستان تحمیل میشود، نه تنها هیچ سنخیتی با رسالت پیامبر اکرم (ص) و مکتب علمی امام صادق (ع) ندارد؛ بلکه انحراف آشکار از تعالیم اصیل دینی است. افغانستانی که زنان در آن غایب باشند و علوم مدرن در آن سرکوب شوند، جامعهی فلج، فقیر و منزوی خواهد بود.
بازگشت به روح واقعی اسلام که بر پایه قلم، تعقل، و برابری انسانها در مسیر کسب دانش بنا شده تنها راه نجات جامعه از این بنبست تاریخی است.