قربانی تعصب؛ خودکشی دختری در هرات پس از فسخ اجباری نکاح توسط طالبان
مداخله در حریم خصوصی و تبعیض مذهبی، پیوند عاشقانه یک زوج سنی و شیعه را به فاجعه بدل کرد
عزیزی
مداخلات سرکوبگرانه و فراتر از قانون گروه حاکم بر خصوصیترین زوایای زندگی شهروندان افغانستان، بار دیگر تراژدی عمیقی آفرید. به استناد گزارش افغانستان اینترنشنال و گزارشهای موثق دریافتی از هرات حاکی از آن است که دختری ۱۸ ساله به نام «زهرا» سنیمذهب، در پی بازداشت پدرش، اعمال فشارهای طاقتفرسای اداره امر به معروف طالبان و ابطال اجباری پیوند زناشوییاش با پسری شیعهمذهب و هزاره، به زندگی خود پایان داده است. این واقعه تلخ، بار دیگر ابعاد جنایتبار برتریطلبی مذهبی، تعصبات ساختاری و نادیدهانگاری حقوق اولیه شهروندان بهویژه اقلیتهای قومی و مذهبی را آشکار ساخت.
از آشنایی آنلاین و توافق شرعی زهرا، دختری سنیمذهب از منطقهی فقیرنشین در «شالبافان» هرات، و علیرضا (نام مستعار)، پسری هزاره و شیعهمذهب ساکن کابل آغاز شد.
علیرضا ماهها از زهرا خواستگاری کرده بود و با وجود آنکه این دو هیچگاه یکدیگر را از نزدیک ندیده بودند، با موافقت رسمی خانوادهها، خطبه عقد نکاح آنان به صورت شرعی جاری شد و مبلغ ۱۰۰ هزار افغانی نیز بهعنوان شیربها پرداخت گردید.
با این حال، تنها چند روز پس از بستهشدن این پیمان، مخبرین محلی و یکی از بزرگان منطقه، مراتب این پیوند فرامذهبی را به اداره امر به معروف و نهی از منکر طالبان در هرات گزارش دادند. این نهاد امنیتی-مذهبی بلافاصله وارد عمل شد و تاجمحمد، پدر زهرا را بازداشت و روانه زندان کرد. علت اصلی این بازداشت و اعمال فشار، تفاوت مذهبی دو خانواده (اهل سنت و اهل تشیع) عنوان شده است.
طالبان برای تکمیل این مداخله، ملای عاقد را نیز احضار و پس از چند ساعت بازجویی و اخذ تعهد مبنی بر همکاری در فسخ نکاح، آزاد کردند. در همان ایامی که تاجمحمد تحت شکنجههای روحی در حبس قرار داشت، مراسم ازدواج دوم دختر بزرگترش (لیلما) که بیوه بود، بدون حضور پدر و در فضایی آکنده از ترس برگزار گردید.
شرط آزادی از زندان: ابطال اجباری پیوند عشق و شرع
تاجمحمد که در ابتدا در برابر فسخ عقد شرعی دخترش مقاومت میکرد، پس از روزها فشار، سرانجام روز شنبه ۳۱ اسد، با سپردن تعهد قطعی مبنی بر فسخ پیوند زناشویی، از زندان آزاد شد. او همان شب در تماس با خانواده علیرضا در کابل، فسخ نکاح را اعلام و مبلغ شیربها را برگشت داد.
زهرا که مطلع شد پیوند شرعی و انتخابیاش فدای تعصبات حاکمان شده است، همان شب هشدار داد بود که به زندگی خود پایان خواهد داد؛ امری که به دلیل بحران روحی خانواده جدی گرفته نشد. او تمام شب را تا سپیدهدم بیدار ماند و در نخستین ساعات بامداد، پیکر بیجانش در یکی از اتاقهای خانه پیدا شد.

جسد زهرا پس از معاینات طب عدلی، در قبرستانی در منطقه جاده ابریشم هرات به خاک سپرده شد. مسوولان طالبان در هرات از پاسخگویی به رسانهها درباره این سرکوب پروندهسازیشده امتناع ورزیدهاند.
حادثه جانباختن زهرا را نباید تنها یک خودکشی فردی قلمداد کرد؛ بلکه این رویه، محصول مستقیم ساختارهای تبعیضآمیزی است که بر جامعه امروز افغانستان سایه افکنده است:
برتریطلبی مذهبی و قومی: این اقدام طالبان نشاندهنده عمق تعصبات مذهبی نسبت به اقلیتها، بهویژه هزارهها و شیعیان است. گروه حاکم پیوند میان یک دختر سنی و پسر شیعه را برنمیتابد و با برداشتهای جزمگرایانه، همزیستی مسالمتآمیز مذهبی را که ریشه در تاریخ اجتماعی افغانستان دارد، هدف قرار داده است.
تفسیر نادرست و انحصاری از شریعت: در فقه اسلامی، عقد نکاحی که با رضایت طرفین و اذن ولی انجام شده باشد صحیح و نافذ است. استناد طالبان به «تفاوت مذهبی دو مسلمان» جهت ابطال اجباری نکاح، بدعتی افراطی و عاری از وجاهت شرعی و فقهی است.
تجاوز آشکار به حریم خصوصی شهروندان: دخالت قدرت مسلح در انتخابیترین و شخصیترین تصمیمات یک خانواده، نماد بارز توتالیتر شدن جامعه و سلب کامل آزادیهای مشروع فردی است.
سرکوب مضاعف زنان: در این ساختار سرکوب، زنان قربانیان اصلی به شمار میروند؛ جایی که خواست، اراده و حتی حق حیات یک دختر ۱۸ ساله در برابر تصمیمات تحمیلی و مردسالارانه دستگاه سرکوب نادیده گرفته میشود.
رویداد هرات نمایانگر نیاز عاجل به مداخله و نظارت بینالمللی بر رفتارهای فراقانونی گروه حاکم است. از این رو، این گزارش نهادهای بینالمللی را به اقدامات زیر فرا میخواند:
ورود سازمان ملل و شورای حقوق بشر: گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان باید این پرونده را به عنوان نمونهی بارز از «تعصب مذهبی، آپارتاید جنسیتی و مداخله در حریم خصوصی» فوراً پیگیری کند.
پاسخگو ساختن نهاد امر به معروف: جامعه جهانی باید با اعمال فشارهای حقوقی و دیپلماتیک، مقامات طالبان و بهویژه مسوولان اداره امر به معروف هرات را در قبال بازداشت غیرقانونی تاجمحمد، فشار بر ملای عاقد و در نهایت مرگ این دختر جوان پاسخگو سازد.
حمایت از اقلیتهای قومی و مذهبی: نهادهای حقوق بشری باید نسبت به تبعیضهای سیستماتیک و مضاعفی که بر جامعه هزاره و شیعه و همچنین پیوندهای بینمذهبی روا داشته میشود، موضعگیری قاطع اتخاذ کنند.
نتیجهگیری
فاجعه جانباختن زهرا در هرات، تنها یک سوگنامه فردی یا رخدادی عابر در میان آمارها نیست؛ بلکه آیینهی تمامنما از وضعیت نگرانکننده جامعهی است که در آن، ابتداییترین حق انتخاب، آزادی اندیشه و کرامت انسانی قربانی ایدیولوژیهای انحصارطلبانه میشود. ابطال قهری یک عقد شرعی به دست دستگاه حاکم به جرم تفاوت مذهبی و قومی، زنگ خطری جدی برای فروپاشی کامل امنیت روانی شهروندان و تعمیق شکافهای قومی و مذهبی در افغانستان است. گذر از این بحران، نیازمند صدا و اقدام مشترک نهادهای بینالمللی و فعالان حقوق بشر است تا مانع از آن شوند که حریم خصوصی و جان انسانها بیش از این قربانی تعصبات ساختاری و برداشتهای قشری از دین گردد.