
شکست راهبردی پاکستان در قبال طالبان
از سودای عمق استراتژیک تا کابوس امنیت داخلی؛ چرا سرمایهگذاری اسلامآباد بر طالبان به بنبست رسید؟
عزیزی
سخنان اخیر خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، مبنی بر شکست مذاکرات با طالبان و بینتیجه بودن سالها تعامل با این گروه، بازتابدهندهی یک بنبست استراتژیک در سیاست خارجی پاکستان است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که اسلامآباد سالها به عنوان حامی اصلی و پرورشدهندهی جریان طالبان شناخته میشد و بسیاری از تحلیلگران معتقدند که «طالبان افغانستان» محصول مستقیم سیاستهای امنیتی پاکستان در دهههای اخیر بوده است.
پاکستان با هدف ایجاد عمق استراتژیک در افغانستان، سالها بر روی طالبان سرمایهگذاری کرد. تصور اسلامآباد این بود که پس از به قدرت رسیدن طالبان، دولتی در کابل روی کار خواهد آمد که همسو با منافع پاکستان بوده و عملاً به حیاط خلوت امنیتی این کشور تبدیل خواهد شد. اما واقعیتهای میدانی مسیر متفاوتی را طی کرد.
طالبان پس از استقرار در کابل، برخلاف پیشبینیهای اسلامآباد، رویکردی مستقل و گاهی کاملاً متضاد با منافع پاکستان در پیش گرفت. مسائلی همچون خط دیورند به زخمی کهنه تبدیل شد و ملیگرایی پشتونمحور طالبان، مرزهای دو کشور را بیش از هر زمان دیگری به کانون تنش بدل کرد.
شاید بزرگترین شکست استراتژیک پاکستان در این است که تصور میکرد میتواند طالبان خوب همسو با کابل را از طالبان بد (تیتیپی) تفکیک کند. امروز پاکستان با کابوسی روبروست که در آن طالبان افغانستان، دستکم با سکوت معنادار خود، چتر حمایتی برای تحریک طالبان پاکستان فراهم کردهاند.
حملات خونین در بلوچستان و خیبرپختونخوا، شاهدی بر این مدعاست که پناهگاههای امن دیگر نه ابزاری در دست پاکستان؛ بلکه تهدیدی علیه تمامیت ارضی آن هستند.
اظهارات خواجه آصف مبنی بر اینکه مذاکرات نتیجهی نداشته ، اعتراف به یک خطای محاسباتی بزرگ است. پاکستان در سالهای اخیر تلاش کرد با دیپلماسی فشار و حضور هیئتهای بلندپایه، طالبان را به رعایت تعهدات امنیتی وادارد، اما مواردی زیادی مانع رسیدن به این نتیجه گردید.
در واقع پاکستان دیگر اهرمهای سنتی کنترل طالبان را ندارد. طالبان اکنون حاکمیت سرزمینی را در اختیار دارند و نیازهایشان به اسلامآباد برای دور زدن فشارهای بینالمللی، به اندازهی دهههای گذشته نیست.
از سوی دیگر، طالبان افغانستان و پاکستان از یک خاستگاه فکری بهره میبرند. تقاضای اسلامآباد از کابل برای سرکوب طالبان پاکستان، در واقع تقاضای سرکوب برادران عقیدتی است؛ امری که برای طالبان افغانستان به لحاظ ایدئولوژیک و قبیلهی هزینهساز و غیرممکن است.
سخنان وزیر دفاع پاکستان نشاندهندهی پایان عصر معصومیت در روابط دو کشور است. اسلامآباد اکنون در مخمصهی گرفتار شده که خود دههها در کاشتن بذرهای آن نقش داشته است.
وضعیت کنونی، نه تنها یک شکست دیپلماتیک، بلکه فروپاشی منطق امنیت ملی پاکستان در برابر افغانستان است. این کشور اکنون با همسایهی مواجه است که نه تنها عمق استراتژیک نیست؛ بلکه به بزرگترین منبع بیثباتی در داخل مرزهای پاکستان تبدیل شده است. چرخش لحن خواجه آصف از تعامل برادرانه به ناامیدیِ امنیتی، زنگ خطری برای دورانی است که روابط کابل و اسلامآباد احتمالاً از دیپلماسی پنهان به سمت تقابلهای صریحتر و تنشهای مرزی پایدار حرکت خواهد کرد.