پرواز در آسمان دانمارک، حبس در دیوارهای کابل: یک زن افغان وزیر دولت دانمارک شد

روایت یک تضاد؛ چگونه سمیرا نوا در دانمارک به قله رسید، در حالی که زنان در افغانستان در حصار خانه مانده‌اند

 

عزیزی

انتصاب «سمیرا نوا»، زن افغان‌تبار، به عنوان وزیر اقلیم، انرژی و خدمات عمومی در دولت دانمارک، تنها یک خبر ساده سیاسی نیست؛ بلکه آینه‌ی تمام‌نما از یک تضاد عمیق و دردناک است. این رویداد، دو جهان کاملاً متفاوت را در برابر دیدگان ما قرار می‌دهد: یکی در جغرافیای سرزمینی که به نام اسلام، زنان را از بدیهی‌ترین حقوق انسانی‌شان محروم کرده است، و دیگری در جغرافیای دوردستی که با تکیه بر اصول دموکراسی و برابری، ظرفیت‌های انسانی را بدون توجه به تبار و جنسیت، به کار می‌گیرد.

۱. شکاف میان سرکوب ساختاری و شایسته‌سالاری

در افغانستان امروز، ما با یک نظام سیاسی روبرو هستیم که روایتی سخت‌گیرانه و انحصارطلبانه از دین را مبنای حکمرانی قرار داده است. در این ساختار، زن نه به عنوان یک سوژه مستقل و دارای حق؛ بلکه به عنوان موجودی تعریف شده که باید در محدودیت‌های خانه محصور بماند. ممنوعیت‌های سیستماتیک بر حق تحصیل، اشتغال، نوع پوشش و حتی حضور اجتماعی زنان، در واقع ترور پتانسیل‌های انسانی نیمی از جامعه است.

در مقابل، تجربه سمیرا نوا نشان می‌دهد که وقتی ساختار سیاسی یک کشور بر پایه شایسته‌سالاری، قانون‌مداری و اعتقاد به حقوق بشر بنا شود، یک زن مهاجر می‌تواند از دل یک خانواده مهاجر در سال ۱۹۸۶، به عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری یک کشور اروپایی برسد. این نه یک استثنا؛ بلکه نتیجه یک نظام است که به جای ترس از حضور زن، از تخصص و توان‌مندی او استقبال می‌کند.

۲. سرمایه انسانیِ بربادرفته

تراژدی بزرگ این است که افغانستان، با اعمال محدودیت‌های قرون‌وسطایی، بزرگ‌ترین سرمایه‌های انسانی خود را نه‌تنها سرکوب می‌کند؛ بلکه آن‌ها را به سمت مهاجرت اجباری سوق می‌دهد. سمیرا نواها در شرایطی که در خاک خودشان حتی اجازه خروج از خانه را ندارند، در کشورهای دیگر نه‌تنها به خودشکوفایی می‌رسند؛ بلکه به جای‌گاه‌های کلیدی در مدیریت چالش‌های جهانی (مانند انرژی و اقلیم) دست می‌یابند. این نشان می‌دهد که توان‌مندی وجود دارد؛ آنچه در داخل افغانستان غایب است، بستر مناسب برای بروز این توانمندی است.

۳. تضاد در تفسیر از «ارزش»

جامعه‌ی که زن را از تحصیل و کار محروم می‌کند، مدعی است که این کار را برای حفظ کرامت او انجام می‌دهد. اما انتصاب یک زن افغان‌تبار در کابینه دانمارک، تفسیر کاملاً متفاوتی از کرامت انسانی ارائه می‌دهد. در این نگاه، کرامت زن در آزادی انتخاب، مشارکت در سرنوشت سیاسی جامعه و به‌کارگیری دانش و تخصص او تعریف می‌شود. دنیا اکنون شاهد است که چگونه یک زن افغان، در کشوری دیگر، بخشی از راهکار حل بحران‌های جهانی می‌شود، در حالی که در کشور خودش، حضورش در خیابان جرم‌انگاری شده است.

نتیجه‌گیری

داستان سمیرا نوا برای جامعه افغانستان، پیامی تلخ و شیرین دارد. شیرین است چون نشان می‌دهد که ریشه و تبار افغانستانی می‌تواند در اوج قله‌های موفقیت جهانی قرار گیرد؛ اما تلخ است چون گواهی است بر هدررفت عظیمی که در داخل کشور در حال وقوع است. این انتصاب، تلنگری است به تمام کسانی که باور دارند محدود کردن زنان، راهی برای ساختن یک جامعه باثبات است؛ در حالی که واقعیت جهانی به ما می‌گوید که پیشرفت، تنها از مسیر مشارکت برابر و آزادی انسانی می‌گذرد.

تا زمانی که دریچه‌های دانش و حضور اجتماعی بر روی زنان افغان بسته بماند، سمیرا نواها هم‌چنان در قامت سفیران موفقیت افغانستان در غرب باقی خواهند ماند و جای خالی آن‌ها در بازسازی و آبادانی میهن‌شان، زخمی عمیق بر پیکره این کشور خواهد بود.

Back to top button