جاهلیت مدرن و معامله با پیکرها؛ زوال اخلاق و سقوط شرافت انسانی تحت پرچم دین

نگاهی به بازتولید نفرت قومی، رواج دین‌گریزی و نابودی امید به زیست انسانی در سایه بی‌حرمتی‌های اخیر

عزیزی

مقدمه:

انتشار تصاویر و ویدیوهای اخیر از برخورد تحقیرآمیز با پیکر بی‌جان قربانیان درگیری‌های اخیر در بدخشان و کابل، از جمله روی‌دادهای منسوب به نیروهای جمعه‌خان فاتح و جسد حسیب پنجشیری موجی از خشم و نگران‌های عمیق را برانگیخته است.

این گزارش تحلیلی به بررسی عواقب این رفتارهای فراقانونی پرداخته و چگونگی سقوط شرافت انسانی، بی‌اعتبار شدن ادعاهای دینی حاکمیت، رواج دین‌گریزی و تعمیق گسست‌های قومی را به صورت فشرده به تصویر می‌کشد.

۱. نمایش زوال اخلاقی و سقوط شرافت انسانی

رفتار اخیر با اجساد قربانیان، فراتر از یک روی‌داد ساده در میدان نبرد، نشانه آشکار از فرسایش معیارهای اخلاقی و سقوط کرامت انسانی است. وقتی جامعه یا گروه حاکم به نقطه‌ی می‌رسد که پیکر بی‌جان مخالفان را به ابزار تمسخر، لگدمال کردن و بازی‌های نمایشی تبدیل می‌کند، مرزهای بنیادین اخلاق زیستی درهم می‌شکند.

این روی‌کرد نشان می‌دهد که فرآیند دیگرزدایی و سلب انسانیت از مخالف به اوج خود رسیده است؛ جایی که حتی مرگ نیز نمی‌تواند نقطه پایانی بر کینه‌توزی و خشونت باشد.

۲. بی‌اعتباری ادعای دین‌داری و رواج دین‌گریزی و دین‌بیزاری

گروه حاکم هم‌واره ادعای پیاده‌سازی شریعت اسلامی و حکم‌رانی بر پایه دساتیر دین را مطرح می‌سازد. با این حال، مقایسه رفتارهای اخیر با احکام صریح اسلام، تعارضی آشکار را به نمایش می‌گذارد:

– شکست ادعای ایدیولوژیک: اسلام به شکل صریح، مَثله کردن، بی‌احترامی به جنازه و تمسخر کشته‌شدگان، حتی اگر دشمن حربی باشند را حرام دانسته و آن را از سنت‌های جاهلیت (مانند آنچه در جنگ احد بر پیکر حضرت حمزه گذشت) قلم‌داد کرده است.

– شکل‌گیری دین‌بیزاری در جامعه: اجرای رفتارهای شبیه به عصر جاهلیت تحت نام و پرچم دین، بزرگ‌ترین ضربه را به باورهای عمومی وارد می‌کند. تماشای این رفتارهای شنیع که به نام اسلام توجیه یا اعمال می‌شود، پیامدی جز سرخوردگی اعتقادی، دین‌گریزی و بی‌اعتمادی عموم مردم به ادعاهای دینی حاکمیت نخواهد داشت.

۳. بازتولید نفرت قومی و نابودی امید به زندگی انسانی

پیامدهای رفتارهای تحقیرآمیز با اجساد قربانیان، به حوزه دینی محدود نمانده و شریان‌های اجتماعی و روانی جامعه را به شدت مسموم می‌کند.

انتشار عامدانه نوارهای تصویری، نه یک اقدام خودسرانه ساده؛ بلکه رفتاری در راستای القای شکست، تحقیر قومی و ارعاب زنده روان جامعه است. این ابزارسازی از اجساد، گسست‌های قومی را عمیق‌تر کرده و حافظه جمعی جامعه را پر از کینه و روحیه انتقام‌جویی می‌سازد.

با مشاهده این وضعیت می‌توان گفت: هنگامی که شهروندان شاهد پای‌مال شدن ابتدایی‌ترین حقوق یک انسان پس از مرگ هستند، احساس امنیت روانی و امید به زیست شایسته و انسانی در ذهن اقشار مختلف جامعه فرو می‌ریزد. این ناامیدی، به ناامنی روانی دائمی و مهاجرت یا انفعال تاریک اجتماعی می‌انجامد

۴. چرخه بازگشت‌پذیر خشونت و ضرورت دادخواهی

تاریخ منازعات نشان داده است که رفتارهای ساختارشکنانه در امور انسانی، هم‌واره خاصیت برگشت‌پذیری دارند. افراط‌گرایی و بی‌حرمتی امروز، بستر را برای رفتارهای تلافی‌جویانه و مشابه در آینده توسط گروه‌های احساساتی یا سوءاستفاده‌گر فراهم می‌کند.

اگر جریان حاکم مدعی تدین، شهامت اخلاقی و اجرای موازین اسلامی در حکم‌رانی است، مواجهه با این رفتارهای فراقانونی یک آزمون جدی برای مسوولیت‌پذیری آن محسوب می‌شود.

 

​برای جلوگیری از گسترش انزجار و تعمیق گسست‌های اجتماعی، اقدامات زیر از سوی آگاهان و فعالان جامعه پیشنهاد می‌شود:

– محاکمه صریح و اشد مجازات عاملان: اگر حاکمیت مدعی شجاعت اخلاقی و حاکمیت قانون است، باید عاملان بی‌حرمتی به اجساد را مجازات کند تا عبرتی برای دیگران شود.

– توقف جنگ روانی و انتشار تصاویر: جلوگیری از بازنشر محتواهایی که کینه‌های قومی و بی‌حرمتی‌های انسانی را ترویج می‌کنند.

– پایبندی به کرامت انسانی: بازگشت به اصول بنیادین اخلاقی، تنها راه پیش‌گیری از زنجیره خشونت و چرخش‌های خطرناک روزگار است.

​نتیجه‌گیری

​روزگار و مناسبات قدرت هم‌واره در حال تغییر است. رفتارهایی که امروز بر پایه غلبه نظامی یا احساسات زودگذر انجام می‌شوند، در صورتی که با مهار اخلاقی و دادگاهی عادلانه مواجه نشوند، زیربنای زیست مسالمت‌آمیز نسل‌های آینده را ویران خواهند کرد. بازگشت به اصل بنیادین «کرامت انسانی» تنها راه پیوند دوباره جامعه و جلوگیری از سقوط کامل اخلاق در ساحات سیاسی و اجتماعی است.

Back to top button