مرگ در اتاق زایمان؛ سقوط نظام سلامت افغانستان در غیاب «داکتران زن

چگونه انسداد آموزش دختران و قوانین تفکیک جنسیتی، بیمارستان‌های کشور را به بن‌بست درمانی و «بمب ساعتی» مرگ‌ومیر مادران تبدیل کرده است

 

انسداد سیستماتیک آموزش دختران و محرومیت زنان از کار در افغانستان، فراتر از یک بحران آموزشی، به معنای نابودی تدریجی و بی‌سروصدای نظام سلامت خانواده‌هاست.

نشر این گزارش از سوی سازمان صحی جهان که از صدهزار ولادت زنده، مرگ ۶۳۶ زن در هنگام زایمان در افغانستان تکان‌دهنده است.

امروز شفاخانه‌ها و کلینیک‌های سراسر کشور با بحرانی ساختاری مواجه شده‌اند؛ فرآیندی حاد که پیامدهای آن مستقیماً جان محروم‌ترین قشر جامعه، یعنی مادران و نوزادان را در تاریک‌ترین زوایای این سرزمین می‌گیرد.

بررسی عمیق واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که مراکز درمانی افغانستان با سرعتی بی‌سابقه به سمت یک بن‌بست کامل و فاجعه بیولوژیک حرکت می‌کنند:

۱. بحران زایمان‌های خانگی؛ طرد از چرخه درمان ایمن

بر اساس آخرین گزارش‌های مستند سازمان ملل متحد (یونیسف و اوچا)، در حال حاضر از هر سه زن در افغانستان، یک نفر مجبور است زایمان خود را در خانه و در شرایطی کاملاً غیربهداشتی و ابتدایی انجام دهد.

فقر مطلق، دوری راه، نبود هزینه‌های گزاف ترانسپورت و مهم‌تر از همه، نبود کادر درمان زن در کلینیک‌های محلی، قابله‌های سنتی و غیرمتخصص را به تنها گزینه بقای مادران تبدیل کرده است.

۲. رتبه اول در آسیا؛ واقعیت عریان مرگ‌ومیر مادران

آمارها سخن می‌گویند؛ به گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO)، افغانستان با ثبت حدود ۶۰۰ تا ۶۳۸ مورد مرگ مادر در هر ۱۰۰ هزار زایمان زنده، بدترین و نگران‌کننده‌ترین وضعیت سلامت باروری را در کل قاره آسیا دارد. عوارضی هم‌چون خون‌ریزی‌های حاد پس از زایمان و فشار خون بالا که در تمام دنیا به سادگی قابل پیشگیری و درمان هستند، در جغرافیای افغانستان به دلیل نبود امکانات فوری، جان صدها مادر را در مسیر رسیدن به شفاخانه‌ها می‌گیرد.

۳. پارادوکس سنت و قانون؛ بن‌بست مطلق برای بیماران زن

در بسیاری از ولایات و مناطق روستایی، یک گره کور فرهنگی و ساختاری ایجاد شده است. از یک سو، سنت‌های خانوادگی و محدودیت‌های شدید و تفکیک‌های جنسیتی طالبان اجازه نمی‌دهد که یک داکتر مرد، زنان باردار یا بیمار را معاینه، سونوگرافی یا جراحی کند؛ از سوی دیگر، داکتر زنی در مراکز درمانی وجود ندارد. در این میان، خانواده‌ها ترجیح می‌دهند بیمارشان در خانه بماند؛ تصمیمی تلخ که در بسیاری از موارد به قیمت جان هم‌زمان مادر و نوزاد تمام می‌شود.

۴. انقطاع نسل متخصص؛ سال‌های تاریک پیش رو

خطر بزرگ‌تر، معطوف به آینده نزدیک است. با ممنوعیت کامل آموزش دختران در مکاتب، دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های علوم صحی، چرخه حیاتی تربیت داکتر، نرس و قابله به طور کامل متوقف شده است. با بازنشستگی، فرسودگی یا مهاجرت کادر درمان زنِ فعلی، تا چند سال آینده در کل کشور متخصص زنی باقی نخواهد ماند. این یعنی انسداد مطلق دسترسی نصف جمعیت کشور به خدمات بهداشتی اولیه.

۵. فیستول ولادی؛ یادگار رنج‌های زایمان ناایمن

یکی از دردناک‌ترین پیامدهای این وضعیت، شیوع بیماری‌های ثانویه است. آمارهای جدید سازمان ملل نشان می‌دهد که به دلیل زایمان‌های سخت، طولانی و بدون حضور قابله ماهر، اکنون بیش از ۱۵ هزار زن در افغانستان از بیماری جانکاه و منزوی‌کننده «فیستول ولادی» رنج می‌برند؛ عارضه‌ای که محصول مستقیم سقوط کیفیت خدمات درمانی در سه سال گذشته است.

نتیجه‌گیری

بسته ماندن دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران، فقط محرومیت از قلم، کتاب و صندلی نیست؛ این یک بمب ساعتی بیولوژیک است که در قلب سیستم بهداشتی افغانستان کار گذاشته شده است. انفجار این بمب در سال‌های پیش رو، فاجعه‌ای انسانی، خاموش و بی‌سروصدا را در خانه‌ها و شفاخانه‌های کشور رقم خواهد زد که مهار آن خارج از توان جامعه جهانی خواهد بود.

 

Back to top button