پاسخ مدنی به منطق خشونت؛ اهدای کتاب به نیروهای طالبان در سال‌گرد ۱۵ اگست، فریاد خستگی افغانستان از سیاست تفنگ

در روزی که طالبان قدرت‌نمایی نظامی خود را به رخ می‌کشیدند، پویش «بدو و بخوان» با مبادله نمادین تفنگ با کتاب و قلم در کابل، بحران فروپاشی معارف، حذف دختران و خواست واقعی جامعه برای جای‌گزینی آگاهی به جای خشونت را به تصویر کشید.

عزیزی

روایت نخست: گذار از غرب به شرق کابل برای معامله‌ی متفاوت

در شصت‌ونهمین روز از پویشی با عنوان «بدو و بخوان» حرکتی که توسط حسین بینش، فعال آموزشی و فرهنگی، برای ترویج ورزش و کتاب‌خوانی در میان نسل جوان به راه افتاده، خیابان‌های کابل شاهد روی‌دادی کم‌نظیر و پرتنش؛ اما سرشار از رمز و راز بود.

به مناسبت روز ۱۵ اگست (۲۴ اسد)، سال‌گرد بازگشت طالبان به قدرت، در شرایطی که نیروهای این گروه با رژه‌های نظامی و مانور موترهای جنگی قدرت‌نمایی می‌کردند، حسین بینش و هم‌کارانش تصمیمی متفاوت گرفتند. او که صبح همان روز در غرب کابل کتاب «ماه و ماهی» اثر محمدحسین محمدی را برای دو گروه از کودکان خوانده بود، برنامه‌ی بی‌سابقه را رقم زد: حرکت به سمت شرق کابل و رفتن به چهارراه «صحت عامه» برای گفتگو و اهدای کتاب به نیروهای مسلح طالبان.

بینش با الهام از کتاب‌های کودکی هم‌چون «خفاش دیوانه» و «از این طرف نگاه کن» که نگاه به جهان از زوایای دیگر را آموزش می‌دهند، ۲۱ جلد از کتاب «هفت رویا و یک کلاغ» را میان طالبان توزیع کرد. او در حرکتی نمادین، تفنگ یکی از نیروها را به دست گرفت و در ازای آن کتاب و قلم به او داد؛ داستانی که به ظاهر ساده می‌نماید اما پیام عمیقی در خود دارد: «جامعه افغانستان از جنگ و تفنگ خسته است.»

پاسخ برخی از نیروهای طالبان نیز قابل توجه بود؛ آنان با خوش‌حالی کتاب‌ها را پذیرفتند و اذعان داشتند که کشور تنها با قلم و کتاب ساخته می‌شود. این روی‌داد کوچک، شکاف میان خواست واقعی بدنه جامعه و سیاست حاکم بر کشور را به روشنی تصویر کرد.

حرکت نمادین حسین بینش در برهه‌ی رخ می‌دهد که افغانستان تحت حاکمیت طالبان، یکی از تاریک‌ترین دوران‌های آموزشی و فرهنگی خود را تجربه می‌کند. پس از ۱۵ اگست ۲۰۲۱، ساختار آموزش و معارف در افغانستان با شوک‌های ویران‌گری مواجه شد.

۱. محرومیت میلیون‌ها دختر از آموزش

افغانستان تنها کشوری در جهان است که دختران و زنان در آن از رفتن به مکاتب (بالاتر از صنف ششم) و دانش‌گاه‌ها به‌طور کامل منع شده‌اند. این تصمیم نه تنها نسل آینده زنان را خانه‌نشین کرده؛ بلکه صدمه‌ی جبران‌ناپذیر به پیکره علمی کشور وارد ساخته است.

۲. افت شدید کیفیت معارف

تغییر مکرر نصاب درسی، برکناری معلمان متخصص و جای‌گزینی آنان با افراد فاقد صلاحیت‌های دانشی، کیفیت آموزش را به قهقرا برده است. مکاتب به جای پرورش تفکر نقادانه، به مراکزی برای ترویج تفکرات افراطی تغییر ماهیت داده‌اند.

۳. فرار مغزها و تخلیه علمی کشور

در پی سیاست‌های سرکوب، حذف قومی-سیاسی و انحصارطلبی، شمار چشم‌گیری از استادان دانشگاه، پژوهش‌گران، خبرنگاران و قشر تحصیل‌کرده، مجبور به ترک وطن شده یا در انزوای اجباری قرار گرفته‌اند.

اقدام این فعال آموزشی در حقیقت یک «مقاومت مدنی و نرم» در برابر منطق قدرت و سلاح است. پیام اصلی این حرکت برای حاکمان فعلی واضح است: «امنیت و آینده پای‌دار با سلاح به دست نمی‌آید.»

در حالی که طالبان قدرت خود را در زره‌پوش‌ها و تفنگ‌های به‌جامانده از جنگ می‌بینند، حرکت‌های مردمی خودجوش مانند کمپاین «بدو و بخوان» نشان می‌دهند که بدنه زیرین جامعه افغانستان به شدت تشنه تغییر، دانایی و فرار از چرخه باطل خشونت است.

حسین بینش با روایت داستان «ماه و ماهی» برای طالبان، به آنان یادآوری کرد که اگرچه امروز میان مردم و حاکمان، و میان کودکان و حق آموزششان، ابرها و فاصله‌های زیادی وجود دارد؛ اما هیچ مانعی همیشگی نیست.

 

امروز جامعه افغانستان از هر زمان دیگری واضح‌تر فریاد می‌زند که دوره تفنگ‌سالاری به پایان رسیده است. آینده این کشور نه در اسلحه خانه‌ها؛ بلکه در صفحات کتاب‌ها، کلاس‌های درس دختران و پسران، و در اندیشه نسلی نهفته است که تلاش می‌کند دنیا را از دریچه‌ای غیر از میله تفنگ ببیند.

Back to top button