کابوس پشت میله‌ها: پرده‌برداری از شکنجه و تجاوز جنسی در بازداشتگاه‌های طالبان

روایتی از مستندات ریچارد بنت و افشاگری‌های ژولیا پارسی درباره خشونت‌های پنهان، انکار طالبان و هراس قربانیان از ابراز حقیقت

عزیزی

در ماه‌های اخیر، ادعاهای هولناکی درباره وضعیت پنهان زندان‌ها و بازداشت‌گاه‌های طالبان برملا شده است که تکان‌دهنده‌ترین بخش آن، اعمال خشونت‌ها و آزار و اذیت‌های جنسی علیه زندانیان است. در حالی که سخن‌گویان طالبان مانند ذبیح‌الله مجاهد پیش از این ادعا کرده بودند که «در زندان‌های ما هیچ‌گونه شکنجه‌ی وجود ندارد»، گزارش‌های مستند مقامات بین‌المللی و شهادت‌های عینی زندانیان آزادشده، پرده از یک واقعیت تلخ و کاملاً متمایز برمی‌دارد. واقعیت این است که بازداشت‌گاه‌های این گروه به مکان‌هایی بی‌قانون برای شکنجه‌های جسمی و جنسی تبدیل شده‌اند؛ موضوعی که به دلیل ترس شدید، پی‌گیری‌های استخبارات و مسائل ناموسی، بخش بزرگی از آن در گلوها خفه شده است.

۱. گزارش تکان‌دهنده سازمان ملل و تایید ریچارد بنت

به تازگی، ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، به طور رسمی اعلام کرد که دفتر او مواردی از خشونت‌های جنسی منتسب به مقامات و نیروهای طالبان را در بازداشت‌گاه‌ها تایید کرده است. آقای بنت فاش کرد که قربانیان این خشونت‌ها تنها زنان نیستند؛ بلکه شامل دختران، مردان و حتی پسران جوان نیز می‌شوند.

این موضوع زمانی ابعاد جدی‌تری به خود گرفت که شورای امنیت سازمان ملل در گزارش خود اعلام کرد نمایندگی سازمان ملل در افغانستان (یوناما) توانسته است دست‌کم ۲۱ مورد خشونت جنسی، از جمله تجاوزهای جنسی گروهی علیه ۱۵ زن و ۶ دختر را در سال ۲۰۲۵ مستند کند. با این حال، ریچارد بنت تاکید دارد که این آمار تنها بخش بسیار کوچکی از یک واقعیت بسیار جدی و پنهان است؛ چرا که طالبان به قربانیان و خانواده‌های‌شان شدیداً هشدار داده‌اند که با محققان حقوق بشر گفتگو نکنند و به دلیل خطرات امنیتی، بسیاری از آسیب‌دیدگان جرات حرف زدن ندارند.

۲. روایت‌های عینی ژولیا پارسی؛ قصه دختری از قندهار

ژولیا پارسی، فعال معروف حقوق زن و از زندانیان پیشین طالبان، با تایید این گزارش‌ها می‌گوید که نقض حقوق زندانیان و خشونت‌های جنسی در بندهای طالبان به شدت جریان دارد؛ اما اکثر آن‌ها هرگز مکتوب و رسانه‌ی نمی‌شوند.

بانو پارسی به عنوان نمونه، از دختری از ولایت قندهار یاد می‌کند که تنها به دلیل داشتن ارتباط فامیلی با جنرال رازق (فرمانده سابق و فقید قندهار) توسط طالبان بازداشت شده بود. به گفته او، این دختر بی‌گناه در تمام دوران بازداشت خود بارها و بارها مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود. ژولیا پارسی تاکید می‌کند که در زمان زندانی بودنش، زنان زیادی را با وضعیت مشابه دیده و حتی گواه بوده است که زندانیان مرد و پسران جوان نیز با اشکال مختلفی از آزار و خشونت جنسی روبه‌رو شده‌اند.

۳. دیوار بلند ترس، استخبارات و حفظ آبرو

چرا این جنایات کمتر به گوش رسانه‌ها می‌رسد؟ پاسخ در چند عامل مهم نهفته است:

-ترس از انتقام استخبارات: ادعای ذبیح‌الله مجاهد مبنی بر عدم وجود شکنجه، با واکنش تند فعالان حقوق بشر و زندانیان آزادشده مواجه شد. آن‌ها می‌گویند سایه ترس و تعقیب استخبارات طالبان صنف بزرگی از جامعه را لال کرده است؛ اگر کسی لب به سخن بگشاید، خود یا اعضای فامیلش دوباره ناپدید یا کشته خواهند شد.

-مسائل ناموسی و کرامت انسانی: در جامعه سنتی افغانستان، موضوعات مرتبط با آزار جنسی با شرم اجتماعی و آبروی خانوادگی گره خورده است. بسیاری از قربانیان (سرسختانه چه زنان و چه پسران جوان) برای حفظ آبرو، منکر وجود چنین اتفاقی می‌شوند و درد را تا آخر عمر در درون خود دفن می‌کنند.

-نبود سیستم قضایی مستقل: هیچ محکمه یا قانون مستقلی در کشور وجود ندارد که قربانیان بتوانند به آن شکایت کنند؛ در واقع، خود شاکی و قاضی در این ساختار یکی هستند.

در نتیجه؛ آنچه امروز در محبس‌ها و شکنجه‌گاه‌های مخفی طالبان می‌گذرد، یک فاجعه انسانی تمام‌عیار است. نهادهای بین‌المللی با وجود تمام تلاش‌ها، به دلیل محدودیت‌های شدید، تنها به بخش کوچکی از حقیقت دست‌رسی دارند و بخش عمده این رویدادها ناشناخته مانده است. انکار این موضوع از سوی قربانیان به دلیل حفظ عزت نفس و انکار آن از سوی طالبان به دلیل فرار از پاسخ‌گویی، نمی‌تواند اصل واقعیت را تغییر دهد. شواهد و صداهای برخاسته از پشت میله‌ها به روشنی نشان می‌دهند که تجاوز و آزار جنسی به عنوان ابزاری برای درهم‌شکستن غرور و مقاومت معترضان و مخالفان استفاده می‌شود؛ جنایتی خاموش که نیازمند توجه فوری و جدی دادگاه‌های بین‌المللی است.

 

Back to top button