
فریادهای بیصدا: نگاهی به اعتراضهای خلاقانه زنان در افغانستان و بیتفاوتی جهان
روایتی از روشهای نوین مقاومت در فضاهای سربسته، سکوت جامعه و سیاستهای دوگانه کشورهای جهان
عزیزی
وقتی به تصویر پنج زن معترض افغان نگاه میکنیم، عمق درد و رنج آنها را با تمام وجود حس میکنیم. آنها در یک اتاق ایستادهاند، لباسهای سفید شبیه کفن که روی آنها لکههای سرخ خون دیده میشود به تن دارند، دستهایشان با زنجیر بسته شده و روی دهانشان نوار سرخ کشیدهاند. در دستهایشان کتاب دارند و پشت سرشان نوشته شده که محروم کردن دختران از آموزش، یعنی مرگ جامعه.
این تصویر، داستان واقعی زندگی زنانی است که زیر سایه حکومت طالبان، همه حقوق اساسی خود را از دست دادهاند؛ اما تسلیم نشدهاند و با روشهای جدید، صدای خود را به گوش دنیا میرسانند.
۱. روشهای جدید و نمادین اعتراض؛ وقتی خیابانها ناامن میشوند.
طالبان هرگونه تجمع و اعتراض خیابانی را با شلاق، تفنگ و زندان سرکوب کرده است. به همین دلیل، زنان معترض روشهای مبارزه خود را تغییر دادهاند. آنها اکنون در مکانهای سربسته و خانهها جمع میشوند و با هنر و نمادها اعتراض میکنند:
-پوشیدن کفن خونآلود: با این کار میخواهند بگویند که محروم شدن از کار و تحصیل، فرقی با مرگ ندارد و آنها آمادهاند برای گرفتن حق خود تا پای جان ایستادگی کنند.
-بستن دهان با نوار سرخ: این نوارها نشاندهنده سانسور، خفقان و ممنوعیت سخن گفتن است. طالبان حتی صدای زنان را در اماکن عمومی ممنوع کرده است و این نوارها نماد همین بیصدایی اجباری است.
-به زنجیر کشیدن دست و پا: این زنجیرها نشان میدهند که چطور آزادی رفتوآمد از زنان گرفته شده و آنها در کشور خودشان زندانی شدهاند.
-دیوارنویسی در تاریکی شب: بسیاری از زنان شبانه روی دیوارهای شهر شعار مینویسند یا در خانهها برنامههای اعتراضی برگزار میکنند تا نشان دهند مشعل آگاهی هنوز خاموش نشده است.
این اعتراضها در حالی ادامه دارد که هر روز محدودیتها بیشتر میشود؛ مدارس و دانشگاهها بستهاند، زنان اجازه کار در ادارات را ندارند و در جدیدترین اقدامات، حتی رفتن زنان به پارکها، اماکن تفریحی و رستورانها همراه با خانوادهشان نیز ممنوع شده است.
۲. سکوت تلخ مردان جامعه
یکی از موضوعات رنجآور در این میان، سکوت سنگین مردان در افغانستان است. در حالی که زنان در خط مقدم مبارزه هستند و تن به تازیانه میدهند، بخش زیادی از جامعه مردان به خاطر ترس از سرکوب، جریمه شدن یا مسائل سنتی، سکوت کردهاند. این تفکیک و تنها ماندن زنان، کار را برای آنها سختتر کرده و به حکومت این فرصت را داده تا اعتراضات را کوچک و بیاهمیت جلوه دهد.
۳. رفتار دوگانه جامعه جهانی؛ شعار آشکار، معامله در خفا
سازمانهای بینالمللی و کشورهای بزرگ مدام در رسانهها از حقوق بشر و حقوق زنان در افغانستان دفاع میکنند، اما در عمل رفتار دیگری دارند:
-در ظاهر میگویند طالبان را به رسمیت نمیشناسند؛ اما در عمل، سفارتخانهها را یکی پس از دیگری در کشورهای مختلف به نمایندگان طالبان تحویل میدهند.
-در ظاهر، کمکها را مشروط به باز شدن مدارس دخترانه میکنند؛ اما در عمل، هر هفته بستههای کلان پول نقد به کابل فرستاده میشود که به تقویت حکومت کمک میکند.
-در ظاهر خواستار حکومت همهشمول هستند؛ اما در عمل، در نشستهای بینالمللی (مثل نشستهای دوحه) طالبان را دعوت میکنند و زنان واقعی و معترض را به حاشیه میرانند.
نتیجه؛ این صداها به کجا خواهد رسید؟
آیا این اعتراضات نتیجه میدهد یا صدای زنان در گلو خفه خواهد شد؟ در پاسخ باید گفت اگر جامعه جهانی به همین روش معاملهگرانه ادامه دهد و مردان داخل کشور هم بیدار نشوند، این جنبشها ممکن است به خاطر خستگی، بازداشتهای گسترده و مهاجرت فعالان، در کوتاهمدت ضعیف و محدود به خانهها شوند.
اما از طرف دیگر، تاریخ نشان داده که هیچ حکومتی نمیتواند با زور و حذف نیمی از جامعه، برای همیشه دوام بیاورد. دختران و زنان امروز افغانستان با نسلهای گذشته فرق دارند؛ آنها باسواد، آگاه و متصل به انترنت و جهان هستند. محرومیت نسل جدید از آموزش، در آینده باعث فقر و بحرانهای بزرگی خواهد شد که زندگی مردان را هم خراب خواهد کرد.
بنابراین، این فریادها شاید امروز پشت درهای بسته بماند، اما مثل یک انبار باروت است که بالاخره روزی با مطالبات دیگر مردم جا به جا شده و به یک تغییر بزرگ تبدیل خواهد شد. این صداها خفه شدنی نیستند، چون حق زندگی و آزادی را نمیتوان برای همیشه از انسانها گرفت.