
تحقیر فرمانده معترض طالبان در کابل؛ پایان سناریوی تصاحب معادن در بدخشان
بازداشت و لتوکوب جمعهخان فاتح پس از تسلیمی در کابل، بازتابی از درگیری بر سر منافع اقتصادی و مکافات عمل فرماندهی است که روزگاری خود ابزار سرکوب دیگران بود.
عزیزی
جمعهخان فاتح، فرمانده ناراضی طالبان که پس از نزدیک به یک هفته درگیری مسلحانه در بدخشان تسلیم شده بود، به محض ورود به میدان هوایی کابل با برخورد خشن نیروهای استخبارات این گروه روبرو شد. منابع مطلع تایید میکنند که نیروهای طالبان پس از لتوکوب فاتح در فرودگاه، او را به اداره استخبارات تحویل دادهاند و قرار است جهت محاکمه به قندهار منتقل شود.
این تحولات با موج تازهی از محدودیتها در بدخشان همراه شده است؛ طالبان رفتوآمد میان روستاهای «قوغذ»، «وجم» و «نسی» را متوقف کرده و بیش از ۱۰۰ کارگر معدن را در منطقه وجم بالا محصور کردهاند. همزمان، بازرسی خانهبهخانه و خلع سلاح اهالی آغاز شده و با پراکنده شدن نیروهای فاتح، تنها شمار معدودی از افراد سالخورده همراه با مسوول لوژستیک وی در منطقه باقی ماندهاند.
اما ریشه این تقابل و درگیریهای نظامی نه بر سر ارزشهای انسانی یا دفاع از مردم؛ بلکه حاصل نزاع بر سر تقسیم منافع، معادن و زراندوزی بوده است. جمعهخان فاتح در دوران اقتدار خود، ستمهای بیشماری را بر جامعه اسماعیلیان در درواز و بدخشان روا داشت و آنان را تحت فشار و زور به تغییر مذهب وادار ساخت. او همچنین در جریان سقوط نظام پیشین، سهم مستقیمی در سرکوب و کشتار نیروهای امنیتی داشت.
سرنوشت امروز فاتح مصداق روشن این کلام مصرح است که:
«ای که بد کردی بترس، ایمن مباش…»
تحقیر و بازداشت او در میدان هوایی کابل را میتوان تقاص ستمهایی دانست که بر دیگران روا داشت؛ فرماندهی که روزی برای دیگران چاه میکَند، اکنون خود در دام همان ساختاری افتاده که به تثبیت آن کمک کرده بود.