
از تازیانه بر تنبان تا تحمیل پوشش اجباری؛ وقتی افراطگرایی جای نان را میگیرد
بازخوانی موج جدید دخالتهای استخباراتی در سبک زندگی شهروندان افغانستان؛ در بحبوحه فقر مفرط، شلوارهای جوانان به آتش کشیده میشود
عزیزی
خفقان سیستماتیک؛ تحمیل سبک زندگی افراطی بر جامعهی رو به زوال
هنوز یک شب از انتشار ویدیوی تکاندهندهی شکستن تلفن هوشمند توسط عضو استخبارات طالبان در ولایت بدخشان نگذشته که نوار تصویری تازهی از به آتش کشیدن شلوار پسران موجی از انزجار و خشم عمومی را در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
در این ویدیوی جدید، یکی از افراد گروه طالبان با لحنی تحقیرآمیز چندین شلوار و تنبان جوانان را به بهانهی آنچه او «مدل جدید و غیرشرعی» میخواند، در محضر عام به آتش میکشد. اکنون در ایستهای بازرسی شهری، مأموران این گروه عملاً لباس را از تن جوانان کشیده و آن را طعمهی حریق میکنند؛ اقدامی که نشاندهنده ورود سرکوب به خصوصیترین لایههای زندگی فردی است.
این رفتارهای افراطی در حالی صورت میگیرد که طالبان اخیراً با وضع لوایح سختگیرانه، دایرهی دخالت خود را در جزئیات زندگی مردم به اوج رساندهاند.
اعمال محدودیتهای بیپایان بر ریش، کلاه، لنگی، تعیین تکلیف برای اصلاح موی سر و تحمیل نوعی پوشش اجباری تحت عنوان «حجاب شرعی با شرایط چندگانه» (از جمله گشاد بودن، ضخیم بودن و پوشاندن تمام بدن و صورت)، عملاً فضای عمومی را به یک زندان کلان تبدیل کرده است.
کاربران و فعالان اجتماعی با ابراز شگفتی و ناامیدی میپرسند: در کشوری که مردم درگیر فقر مطلق، بحران شدید معیشتی، بیکاری و گرسنگی هستند، چگونه میتوان با این حجم از تفتیش عقاید و نقض آزادیهای فردی زندگی کرد؟
منتقدان بر این باورند که تمرکز افراطی حاکمیت بر سوزاندن پوشاک و کنترل بیستوچهارساعتهی سبک زندگی شهروندان، خط بطلانی است بر اولویتهای حیاتی مردم. این اقدامات نهتنها فضایی سرشار از ترس، خودسانسوری و خفقان را در جامعه پمپاژ میکند؛ بلکه گسست عمیق میان نیازهای اولیهی ملّت (یعنی نان، کار و آزادی) و تفکرات بدوی حاکمان را عریانتر از هر زمان دیگری به نمایش میگذارد. بریدن نان مردم و در عوض سوختاندن لباسهایشان، حکایت از جامعهی دارد که در آن حقوق اساسی انسانها، فدای خوانشهای سلیقهای و افراطی از دین میشود.