
طولانیترین شبِ آزادی بیان؛ وقتی یلدای تهران تریبونی برای اعتراض خبرنگاران تبعیدی میشود
تعدادی از خبرنگاران افغانستان در تبعید به مناسبت شب چله گردهم آمدند و ضمن تجلیل، وضعیت موجود خبرنگاران را بازگو و از بیتوجهی نهادهای حامی خبرنگاران ابراز نارضایتی نمودند.
غلام اصغر عزیزی
فراتر از یک آیین؛ یلدا به مثابهی اعتراض در حالی که یلدا برای بسیاری نماد پایان تاریکی است، برای خبرنگاران تبعیدی افغانستان مقیم ایران، امسال این شب طولانی، استعارهای از چهار سال “بیسرنوشتی” و “سکوت مرگبار” جهانی بود. اعضای فدراسیون خبرنگاران افغانستان در تبعید، با گردهمآمدن در تهران، از تریبون این آیین کهن استفاده کردند تا نه برای جشن؛ بلکه برای اعتراض به وضعیت اسفبار خود و بیتفاوتی نهادهای حامی رسانه، صدایی بلند کنند.
بر اساس گزارشهای میدانی، در حال حاضر نزدیک به ۲۰۰ تن از خبرنگاران و فعالان رسانهای در ایران و پاکستان در وضعیتی کاملاً بلاتکلیف بهسر میبرند. این خبرنگاران که روزگاری صدای مردم خود بودند، اکنون در چنبرهی مشکلات حاد معیشتی، حقوقی و امنیتی گرفتار شدهاند. نکته قابل تامل اینجاست که تجمع اخیر در تهران، تنها بخشی از این جامعهی آسیبدیده را نمایندگی میکرد؛ چرا که بخش بزرگی از خبرنگاران به دلیل محدودیتهای اقامتی، هراس از اخراج اجباری و تهدیدات امنیتی، حتی امکان حضور در این گردهمایی نمادین را نیز نداشتند.
در بخش دیگری از این گردهمایی، محمد رجا، از روزنامهنگاران پیشکسوت تبعیدی، با ترسیم تصویری تکاندهنده از زندگی همکارانش، وضعیت موجود را «احتضار تدریجی یک نسل از آگاهیبخشان» توصیف کرد. او با انتقاد تند از چهار سال بیعملی نهادهای بینالمللی، خاطرنشان کرد که خبرنگاران در ایران نه تنها از ابتداییترین حقوق شهروندی و خدمات اجتماعی محروماند؛ بلکه هر لحظه با کابوس «اخراج اجباری» و بازگشت به نقطهی صفرِ تهدید روبرو هستند.
رجا خاطرنشان کرد که این اضطراب دایمی، توان خلاقیت و پویایی را از خبرنگارانی که سرمایههای معنوی افغانستان هستند، سلب کرده و آنها را در حصاری از ناامنی روانی محبوس ساخته اند.
سپس امید پویا، نماینده فدراسیون خبرنگاران افغانستان در ایران، با نگاهی تحلیلی به رسالت خبرنگاری، این تجمع را «فریاد وجدانهای بیدار در عصر سکوت» نامید. وی با خطاب قرار دادن سازمان ملل متحد، تصریح کرد که نادیده گرفتن سرنوشت کسانی که سالها برای آزادی بیان و عدالت جنگیدهاند، یک خطای تاریخی و بهمنزلهی تضعیف ارزشهای جهانی حقوق بشر است. پویا هشدار داد که سکوت در برابر فروپاشی معیشتی و هویتی خبرنگاران تبعیدی، پیامی ناامیدکننده به تمام مدافعان حقیقت در سراسر جهان مخابره میکند و نشان میدهد که «حقیقت» در معادلات سیاسی امروز، بیپناه رها شده است.
در ادامه، غلاماصغر عزیزی، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر، با نگاهی گستردهتر به ابعاد این فاجعه، به وضعیت وخیم و چهبسا بحرانیتر همکاران خود در پاکستان اشاره کرد. وی با بیانی صریح، جغرافیای تبعید را برای خبرنگاران افغانستانی به یک «زندان وسیع و روباز» تشبیه کرد که در آن کرامت انسانی بهشدت پایمال میشود.
عزیزی با تأکید بر نقض آشکار و مستمر حقوق بنیادین خبرنگاران، خاطرنشان کرد که فقدان اقدامات عملی برای اسکان مجدد و محرومیت از حمایتهای اولیهی معیشتی، صرفاً یک کوتاهی اداری نیست؛ بلکه نشاندهندهی یک «تبعیض ساختاری» در توزیع عدالت و کمکهای انسانی است. او تصریح کرد که نزدیک به ۲۰۰ خبرنگار در برزخ میان ایران و پاکستان، عملاً از تمامی حقوق انسانی خود، از جمله حق امنیت، حق کار و حق دسترسی به خدمات زیستی محروم شدهاند.
به باور این خبرنگار و فعال حقوق بشر، این خبرنگاران قربانی بروکراسیهای فرسایندهای شدهاند که هیچ سنخیتی با فوریت تهدیدات امنیتی علیه جان آنان ندارد؛ وضعیتی که مصداق بارز نادیده گرفتن کنوانسیونهای بینالمللی و رها کردن مدافعان حقیقت در چنبرهی ناامنی و بیحقوقی مطلق است.
با گذشت چهار سال از تحولات سیاسی در افغانستان، به نظر میرسد پرونده خبرنگاران تبعیدی در راهروهای دیپلماسی و بروکراسی سازمانهای مهاجرتی به فراموشی سپرده شده است. “جنایت خاموش” اصطلاحی است که معترضان برای این دوران بیخبری برگزیدهاند. خبرنگارانی که در ایران بهسر میبرند، نه تنها با فشارهای اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند؛ بلکه به دلیل عدم وجود مکانیسمهای حمایتی روشن از سوی سازمان ملل (UNHCR)، در یک بلاتکلیفی فرساینده پیر میشوند.
خبرنگاران و فعالان رسانهای حاضر در این نشست، در پایان گردهمایی خود، مجموعهای از خواستههای بنیادی را خطاب به جامعه جهانی و نهادهای ذیدخل مطرح کردند. این روزنامهنگاران تأکید کردند که کشورهای پناهندهپذیر و سازمانهای مدافع آزادی بیان، از جمله گزارشگران بدون مرز (RSF)، کمیته حفاظت از خبرنگاران (CPJ) و فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران (IFJ)، باید فراتر از صدور بیانیههای تشریفاتی، گامهای عملی و دیپلماتیک برای نجات جان نخبهگان رسانهای افغانستان بردارند.
شرکتکنندگان در این تجمع، خواستار اولویتدهی جدی به پروندههای انتقال و اسکان مجدد حدود ۲۰۰ خبرنگار در معرض خطر در کشورهای ایران و پاکستان شدند و بر لزوم ایجاد یک چتر حمایتی موثر برای تامین نیازهای معیشتی، حقوقی و دسترسی به خدمات درمانی برای همکاران خود تاکید ورزیدند؛ چرا که به باور آنان، تداوم محدودیتهای قانونی و محرومیت از حق کار در کشورهای میزبان، رمقی برای بقای این جامعه باقی نگذاشته است. آنان همچنین با نقد نگاه ابزاری به موضوع پناهندگی، از نهادهای بینالمللی خواستند تا با رویکردی مسوولانه، به سالها بلاتکلیفی و بیسرنوشتی خبرنگاران تبعیدی که در سختترین شرایط از ارزشهای اطلاعرسانی دفاع کردهاند، پایان دهند.
سخن آخر یلدای خبرنگاران تبعیدی در تهران، با پیامی روشن به پایان رسید: «ما یلدا را جشن میگیریم، اما سکوت شما را نه.» این تجمع، زنگ خطری بود برای وجدانهای بیدار تا پیش از آنکه ناامیدی و فقر، آخرین بازماندگان نسل طلایی رسانههای افغانستان را از پا درآورد، اقدامی صورت دهند.