وحدت قومی در گفتار، تبعیض در کردار؛ شکاف عمیق میان شعار و واقعیت در حکومت طالبان

در حالی که مقامات ارشد طالبان از همبستگی ملی و پرهیز از انتقام‌جویی سخن می‌گویند، شواهد میدانی — از جمله غصب زمین‌ها، حذف لوحه‌های فارسی، و انحصار قدرت — گویای شکافی عمیق میان گفتمان رسمی و عمل‌کرد انحصاری آنان است.

در سخنرانی تازه‌ی محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، به‌مناسبت سال‌روز خروج نیروهای شوروی از افغانستان، بار دیگر بر ضرورت پرهیز از انتقام، کنار‌گذاشتن اختلاف‌های قومی و زبانی، و ساختن تاریخی سفید و افتخارآمیز تأکید شد.

او از اعضای طالبان خواست گذشته را فراموش کنند و به آینده بیندیشند. اما آنچه در واقعیت روزمره‌ی افغانستان جریان دارد، روایت دیگری را بازگو می‌کند؛ روایتی از تبعیض ساختاری، انحصار قدرت و حذف سیستماتیک اقوام و چهره‌های بیرون از حلقه‌ی محدود قدرت.

محمد یعقوب تنها مقام طالبان نیست که از “وحدت” و “عدم انتقام‌جویی” سخن می‌گوید؛ سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله‌ی طالبان نیز بارها در مناسبت‌های رسمی بر ضرورت تفاهم میان اقوام و جلوگیری از تفرقه تأکید کرده است. حتی در گزارش‌هایی آمده که ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، از زیر‌دستانش خواسته تابلوها و نام‌نوشته‌های چندزبانه را تغییر ندهند تا وحدت ملی صدمه نبیند.

اما این موضع‌گیری‌های تبلیغاتی، در عمل بازتابی ندارد.

در حالی که رهبران طالبان از هم‌زیستی و برابری سخن می‌گویند، در سراسر کشور زمین‌های مردم اقلیت‌ها غصب می‌شود؛ لوحه‌های فارسی از سردر نهادهای رسمی حذف می‌گردد؛ و در بدنه‌ی حکومت، اقوام و تحصیل‌یافته‌گان غیرپشتون عملاً از رسیدن به مناصب بلند کنار گذاشته می‌شوند.

گزارش‌های پی‌هم از ولایت‌های مختلف نشان می‌دهد که تصفیه‌ی قومی به‌صورت خاموش؛ اما هدف‌مند در حال انجام است، از تغییر زبان تابلوهای شهری و محدودسازی آموزش به زبان فارسی گرفته تا ممنوعیت تدریس زنان و محدودیت شدید رسانه‌ها که بخش عمده‌ی بدنه‌ی فرهنگی و تحصیل‌کرده‌ی جامعه را از مشارکت بازمی‌دارد.

کارشناسان باور دارند که تأکید پی‌درپی طالبان بر مفاهیمی چون “وحدت”، “برادری قومی” یا “عدالت اسلامی”، بیش از آن‌که از باور واقعی به شمولیت سرچشمه بگیرد، نقشی نمادین و شعاری برای مشروعیت‌بخشیدن به اقتداری دارد که در عمل بر پایه‌ی انحصار قومی و حذف سیاسی دیگران استوار است.

اگرچه رهبران طالبان در محافل رسمی از “برادری اقوام” حرف می‌زنند، در کف جامعه ساختاری شکل گرفته که بر رنگ، زبان و تبار حکومت می‌کند، نه بر شایسته‌گی و عدالت.

در نتیجه، شکاف میان گفتار و کردار حکومت طالبان هر روز عمیق‌تر می‌شود؛ شکافی که دیر یا زود، نه‌تنها اعتماد اجتماعی را از میان می‌برد؛ بلکه ایده‌ی “وحدت ملی” را به شعاری کاملاً تهی بدل می‌سازد.

Back to top button