
غارت سیستماتیک و حذف اقتصادی؛ مصادره داراییهای عباس ابراهیمزاده در مزارشریف
با اینکه عباس ابراهیمزاده وکیل پیشین مردم در شورای ملی و یکی از تاجران ملی هنوز به دلایلی نامعلومی در کشور ازبکستان در زندان بهسر میبرد؛ اما حکومت طالبان 64 جایداد وی را مصادره کرده است.
غلام اصغر عزیزی
در ادامهی سیاستهای سرکوبگرانه و غصب داراییهای چهرههای بانفوذ هزاره، گروه طالبان در اقدامی بیسابقه ۶۴ جایداد متعلق به عباس ابراهیمزاده (مشهور به عباس دالر)، بازرگان ملی و عضو پیشین پارلمان افغانستان را در ولایت بلخ مصادره کرد.
اسناد رسیده نشان میدهد که «کمیسیون جلوگیری از غصب زمین» طالبان، با نادیده گرفتن مالکیتهای خصوصی، این جایدادها را «ملکیت دولتی» اعلام کرده و مستوفیت این گروه در بلخ، دستور واگذاری آنها را از طریق مزایده صادر کرده است.
این مصادره تنها شامل زمینهای خالی نیست؛ بلکه یک امپراتوری اقتصادی را هدف قرار داده است که صدها تن در آن مشغول به کار بودند.
جایدادهای غصب شده شامل: (مراکز حیاتی و آموزشی، زیرساختهای تجاری، شرکتهای تولیدی، فابریکهها، تانکهای تیل و رستورانها، املاک شخصی، خانههای مسکونی، دکانها و مهمانخانهها) در شهر مزار شریف میگردد.
پروندهی عباس ابراهیمزاده را نباید یک مورد جداگانه نگریست؛ این اقدام بخشی از یک استراتژی کلان برای تهیسازی اقتصادی هزارهها است. طالبان طی سه سال گذشته، تحت عناوین مختلفی همچون «اصلاحات ارضی» یا «بازپسگیری املاک دولتی»، هزاران جریب زمین پدری هزارهها را در ولایاتی چون دایکندی، ارزگان، غزنی و بلخ غصب کرده و به نیروهای خود یا قبایل کوچی واگذار کردهاند.
خصومت گروه طالبان با جامعهی هزاره و شیعیان افغانستان، تنها به مصادرهی اموال و داراییهای فیزیکی محدود نمیشود؛ بلکه این اقدامات، بخشی از یک پروژهی کلان برای «هویتزدایی» و «حذف مذهبی» است.
غصب زمینهای شخصی مردم بومی در مناطق مرکزی و ولایاتی چون بلخ و ارزگان، تنها یک اقدام اقتصادی نیست. طالبان با ابطال اسناد مالکیت قانونی و واگذاری این زمینها به جنگجویان خود و قبایل غیربومی، در حال تغییر ساختار جمعیتی مناطق شیعهنشین هستند. این فرآیند، هزارهها را در سرزمینهای آباییشان به اقلیتی بیسرزمین تبدیل میکند تا هرگونه قدرت سازماندهی سیاسی و اجتماعی را از آنها سلب کند.
رویکرد تندروانه طالبان در ستیز آشکار با تنوع مذهبی، فراتر از یک تضاد فکری، به یک استراتژی عملی برای حذف هویتهای غیرخود، پیوند خورده است. این ستیز سیستماتیک، با تخریب و بستن زیارتگاههای شیعیان که ریشه در تاریخ و فرهنگ چندصدسالهی این سرزمین دارند، آغاز شده و هدفی جز قطع پیوند روانی و تاریخی جامعه با هویت اصیل مذهبیاش را دنبال نمیکند.
در همین راستا، حمله به ارکان حقوقی و آموزشی مذهب جعفری، از جمله حذف تدریس فقه جعفری از دانشگاهها و لغو رسمیت قانون احوال شخصیه شیعیان، مصداق بارز یک سرکوب مذهبی تمامعیار است که قصد دارد قرائتی سختگیرانه و انحصاری را بر تمامی شهروندان تحمیل کند.
این انحصارطلبی مذهبی که هیچ مکتبی را بر نمیتابد، نهتنها زنگ خطری برای شیعیان؛ بلکه هشداری جدی برای تمامی اقلیتهای مذهبی در افغانستان است. این زنجیرهی حذف، حتی به دنیای مردگان نیز سرایت کرده و با هتکحرمت به آرامستانها و تخریب عمدی سنگقبرهای شخصیتهای برجسته هزاره و شیعه، تلاش میکند تا حافظه تاریخی و ریشههای وجودی یک ملت را از جغرافیای افغانستان به کلی بزداید.
فشار هدفمند بر مهرههای کلیدی و ستونهای اقتصادی جامعهی هزاره، همچون عباس ابراهیمزاده، بخشی از یک برنامهی استراتژیک تحت عنوان “فلجسازی جامعه” است. طالبان با غصب سازمانیافتهی داراییهای بزرگمالکان و تجار سرشناس هزاره، در تلاش هستند تا شریانهای مالی و منابع مستقل اقتصادی این مردم را به کلی خشک کنند.
این سیاستِ محرومسازی مالی، نه تنها نخبهگان و سرمایهگذاران را میان دو گزینهی اجباریِ؛ فرار از کشور یا تسلیم مطلق قرار میدهد؛ بلکه در نهایت منجر به حاشیهنشینی سیستماتیک طبقهی متوسط و تحصیلکرده میشود. هدف نهایی از این فرآیند، تضعیف بنیهی مالی جامعه است تا هیچ توان و رمقی برای حمایت از مراکز حیاتی همچون مکاتب، نهادهای مدنی و مراکز فرهنگی باقی نماند و جامعه در یک وضعیت وابستگی و ناتوانیِ کامل قرار گیرد.
آنچه امروز در مزارشریف و سایر نقاط افغانستان رخ میدهد، یک «غارت ساده» نیست؛ بلکه «تروریسم اقتصادی و فرهنگی» علیه مردمی است که به جرم مذهب و نژادشان، از حقوق اولیهی انسانی محروم شدهاند. طالبان با غصب زمین، تخریب هویت و حذف نخبهگان، در حال آمادهسازی زمینهای برای یک فاجعهی انسانی گستردهتر هستند که هدف نهایی آن، یکدستسازی اجباری و حذف هرگونه صدای متفاوت در افغانستان است.
در حالی که طالبان در داخل به تاراج اموال وی مشغولند، گزارشها حاکی از آن است که عباس ابراهیمزاده هماکنون در اوزبیکستان در بازداشت به سر میبرد. علیرغم سپردن وثیقهی سنگین ۳۵۰ هزار دالری، وی کماکان آزاد نشده و سکوت خانوادهی او نشاندهنده فشارهای سنگین و پیچیدگی وضعیت حقوقی و امنیتی وی در خارج از مرزهاست.