نماز جنازه در میان کوه‌ها: مرگ غریبانه یک جوان مهاجر افغان

بهای مرگ‌بار فقر؛ جان باختن جوانان افغانستان در مسیرهای مهاجرت غیرقانونی

عزیزی

تصویر غریبانه و تکان‌دهنده نماز جنازه یک جوان مهاجر اهل افغانستان در مسیر ایران، در میان صخره‌های سخت و بی‌رحم مسیر قاچاق، آیینه تمام‌نمای فاجعه‌ی است که امروز بر یک ملت می‌گذرد. جوانی که برای فرار از سایه شوم فقر، بیکاری و ناامیدی، تن به سفری بی‌بازگشت داد، اما پیش از رسیدن به مقصد، غریبانه جان سپرد و فرسنگ‌ها دور از آغوش گرم خانواده، در دل کوه‌ها به خاک سپرده شد. تنها در همین دو روز گذشته، دو جوان دیگر نیز در مسیر مهاجرت به ایران جان باخته‌اند؛ آماری تلخ که پشت آن، داستان فروپاشی خانواده‌ها نهفته است.

درست در همین لحظات که حاکمان با ادبیاتی برخاسته از بی‌دردی، سینه وجب می‌کنند، خط‌ونشان می‌کشند و مدام از «تأمین امنیت سرتاسری و خیالی» دم می‌زنند، شریان‌های حیاتی جامعه بند آمده است. این کدام امنیت است که جوانان را برای فرار از مرگ تدریجی، به آغوش مرگ آنی در مسیرهای کوهستانی و بیابانی قاچاق پناهنده می‌کند؟

حقیقت عریان افغانستان امروز، نه در بیانیه‌های پرطمطراق مقامات؛ بلکه در سفره‌های خالی از نان خشک مردم و چشمان منتظر مادرانی است که فرزندان‌شان برای بقا، راهی دیار غربت می‌شوند. تا زمانی که شکم‌های گرسنه با شعار سیر نشود و فقر و بیکاری ریشه‌کن نگردد، ادعای امنیت، تنها دکوری میان‌خالی است. امنیت واقعی زمانی رخ می‌دهد که جوان افغانستان، آینده، نان و عزت خود را در وطن خویش جستجو کند، نه این‌که پیکر بی‌جانش، غریبانه در میان سنگ‌ریزه‌های مسیر قاچاق جا بماند.

یک واقعیت تلخ: مرگ جوانان در مسیرهای غیرقانونی، محصول مستقیم انسداد فرصت‌های اقتصادی و بی‌توجهی به کرامت انسانی در داخل کشور است؛ بحرانی که با سکوت و کتمان، ابعاد آن روز به روز گسترده‌تر می‌شود.

 

Back to top button