فرمان جدید هبت‌الله؛ غصب سیستماتیک دارایی‌ها یا فشار سیاسی؟

نهادینه‌سازی غصب املاک؛ لایحه جدید طالبان برای فشار بر پناهجویان و تکرار الگوی مصادره جایدادهای ابراهیم‌زاده

غلام اصغر عزیزی

​گروه طالبان در اقدامی جدید، دامنه‌ی تصرف اموال شهروندان را از برخوردهای سلیقه‌ی به یک ساختار قضایی-نظامی تغییر داده است.

ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر این گروه، با صدور فرمانی تازه دستور داده است که دادگاه‌های نظامی وظیفه توقیف و مدیریت اموال افراد غایب یا متهم به فساد را بر عهده بگیرند.

​تغییر تشکیلاتی اخیر و انحلال واحد «بررسی منازل» در اداره امور و واگذاری صلاحیت‌ها به معاونت نظامی دادگاه عالی، نشان‌دهنده نظامی‌سازی کامل روند برخورد با دارایی‌های شهروندان است. اضافه شدن پست‌های جدید (قاضی، مفتی و محرر) به دادگاه نظامی کابل، گویای آن است که طالبان در پی ایجاد یک بستر به‌ظاهر قانونی برای مصادره اموال کسانی هستند که اکنون در کشور حضور ندارند.

​این دستور جدید در واقع رسمیت بخشیدن به رویه‌ی است که پیش از این نیز اجرا می‌شد. برای نمونه، طالبان پیش‌تر جایدادهای عباس ابراهیم‌زاده، نماینده پیشین پارلمان و بازرگان ملی را در مزارشریف مصادره کردند. در آن مورد، طالبان نه تنها مدیریت جای‌دادها را در دست گرفتند؛ بلکه تمامی اجاره‌بهای منازل مسکونی و مراکز تجاری وی را مستقیماً به حساب ادارات خود منتقل کردند. فرمان جدید هبت‌الله نشان می‌دهد که این الگو قرار است به صورت سراسری و علیه تمامی مخالفان یا فراریان اجرا شود.

​ناظران معتقدند این اقدام طالبان فراتر از یک مسئله حقوقی، یک ابزار فشار چندجانبه است:

انتقام‌جویی از مخالفان: هدف قرار دادن دارایی‌های کسانی که به دلیل مسائل امنیتی و ترس از جان، افغانستان را ترک کرده‌اند.

استفاده از فقر به عنوان سلاح: در حالی که سازمان ملل از خروج ۱۰ میلیون نفر (نظامیان، کارمندان و افراد بی‌بضاعت) خبر می‌دهد، مصادره اموال این افراد تیر خلاصی بر دارایی‌های باقی‌مانده‌ی خانواده‌هایی است که برای بقا هجرت کرده‌اند.

منبع درآمد برای بقای رژیم: تبدیل جای‌دادهای شخصی به منابع درآمدی (اجاره‌بها و مالیات غصبی) برای تامین مخارج ساختارهای نظامی طالبان.

نتیجه‌گیری: توقیف اموال غایبان، از نگاه فعالان حقوق بشر یک «ظلم آشکار» و نقض صریح حقوق مالکیت شهروندی است. این اقدام عملاً راه بازگشت را برای میلیون‌ها مهاجر می‌بندد و نشان می‌دهد که طالبان به جای تلاش برای جذب سرمایه و بازگرداندن تخصص‌ها، به دنبال ریشه‌کن کردن کامل حضور و نفوذ اقتصادی طبقه متوسط و سیاسی پیشین است.

Back to top button